-
فهرست مطالب:
مقدّمه....................................................................... 13
k 1 k
متن: «المنزلة بین المنزلتین»، قدیمیترین و شاید بدیعترین اصل معتزله. 21
نقد: بدیع نبودن اصل «المنزلة بین المنزلتین» توسّط معتزله.............. 22
k 2 k
متن: ديدگاه معتزله در مورد امر به معروف و نهی از منکر............. 23
نقد: بديع نبودن اصل امر به معروف و نهی از منکر در انتساب به معتزله 24
k 3 k
متن: ترجمۀ روايت محمّد بن عرفه از حضرت رضا7.................. 27
نقد: نادرست بودن ترجمۀ روايت حضرت رضا7....................... 27
k 4 k
متن: عدم صحّت استناد به دلیل عقل برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر از طریق وجدان 28
نقد: كفایت استحقاق ثواب و عقاب از نظر عقل و وجدان، برای ثبوت امر و نهی 29
k 5 k
متن: تبيين جديد از معنای امر به معروف و نهی از منکر................ 29
نقد.......................................................................... 30
یک. تناسب ولايت مؤمنان بر يكديگر با فرمان دادن و نه اخلاق مراقبتی 30
دو. عدم تفاوت امر به معروف و نهی از منکر به معنای فرمان دادن يا اخلاق مراقبتی در لزوم رعايت شرایط خاص 31
سه. بودن محذورهای چهارگانه در امر به معروف و نهی از منکر، چه به معنای فرمان و چه به معنای اخلاق مراقبتی 31
چهار. بررسی محذورهای چهارگانۀ امر به معروف و نهی از منکر. 32
بررسی محذور اوّل (گرفتن حقّ اظهار نظر از طرف مقابل)....... 33
بررسی محذور دوم (دخالت در امور شخصی دیگران)............. 38
بررسی محذور سوم (توهین و بیاحترامی به کرامت انسانها)..... 48
بررسی محذور چهارم (منافات با اصل آزادی)...................... 56
الف) توضیح روایت علوی و بررسی حقّ آزادی و اختیار انسانها 56
ب) آزادیهای فردی در جوامع غیر اسلامی...................... 61
یکم. ندادن آزادی مطلق حتّی در ممالک غیر اسلامی........... 61
دوم. عدم امکانِ دادن حقّ آزادی مطلق در تکالیف شرعی...... 62
سوم. تفاوت امور شخصی با امور اجتماعی..................... 66
چهارم. حكم آزادی اشخاص در جوامع غیر اسلامی............. 67
ج) تمسّک به «اضطرار» یا «وهن به اسلام»، راهی برای فرار از تکلیف 67
د) حکم اجرای مقرّرات اسلامی با اِعمال قدرت و اجبار حکومتی 69
ھ) وظیفۀ حکومت اسلامی در برخورد با منکرات................ 74
یکم. وظيفۀ حكومت برای تبيين.................................. 74
دوم. لزوم اطاعت مردم پس از تبیین............................. 76
سوم. وظيفۀ حكومت در برخورد با متخلّفان پس از تبيين........ 78
k 6 k
متن: اختصاص وجوب امر به معروف و نهی از منکر در مرحلۀ يد به حاكم شرع 86
نقد و بررسی: عدم اختصاص وجوب امر به معروف و نهی از منکر در مرحلۀ يد به حاكم شرع در ديدگاه همۀ فقيهان 86
الف) لزوم رعايت الأسهل فالأسهل در همۀ مراحل امر به معروف و نهی از منکر 86
ب) كلام فقيهان در امر به معروف و نهی از منكر در مرحلۀ يد..... 90
k 7 k
متن: بيان اختلاف بين عينی يا كفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر از كلام شهيد ثانی; 94
نقد: عدم دقّت در تقرير كلام شهيد ثانی;............................ 94
k 8 k
متن: نقد نويسنده بر كلام شهيد ثانی;...................................... 96
نقد: دفاع از کلام شهید ثانی;.............................................. 96
k 9 k
متن: تحليل روايت مسعدة بن صدقه....................................... 98
نقد........................................................................ 101
الف) بررسی سندی روايت مسعدة بن صدقه......................... 102
ب) تأمّل در استفادۀ وجوب كفايی امر به معروف و نهی از منکر، از روايت مسعده 102
ج) عدم انحصار وجوب امر به معروف و نهی از منكر در امامان معصوم: 103
د) تهافت میان دو ديدگاه مؤلّف....................................... 104
ھ) عدم منع عقلی مداخله در امور ديگران به قصد اصلاح آنها يا جامعۀ اسلامی 105
k 10 k
متن: بازخوانی معنای امر به معروف و نهی از منكر از سوی نويسنده 106
نقد........................................................................ 106
الف) عدم مساعدت قواعد ادبيّات عرب با معنای ارائه شده از سوی مؤلّف 106
ب) وجود معنای فرمان دادن، حتّی در آيات مطرح شده از سوی نویسنده 107
k 11 k
متن: تبديل مفاهيم اخلاقی به احكام قانونی با تغيير جوامع روستایی و قبيلهای به جوامع مدنی 108
نقد و بررسی: عدم تغيير احكام اسلامی با تغيير زمان و جوامع مختلف 110
k 12 k
متن: اشكال بر احاديث «من بلغ» و قاعدۀ تسامح در ادلّۀ سنن.......... 112
نقد و بررسی............................................................. 112
الف) بررسی احاديث «من بلغ» و قاعدۀ تسامح طبق آرای مختلف.. 112
ب) عدم وجاهت نفی حكم شارع به جهت نيافتن توجيه منطقی و عقلانی 114
ج) ضعف روايت دلالت کننده بر كراهت معامله با اكراد و......... 114
k 13 k
متن: استفادۀ وجوب رفق از برخی از آيات قرآنی....................... 115
نقد و بررسی............................................................. 115
الف) تفاوت به نرمی سخن گفتن و رفق.............................. 115
ب) مراحل مختلف نهی از منكر در مورد فرعون................... 115
ج) امام خمينی;، از نصيحت تا انذار شاه............................ 117
د) عدم تنافی قول ليّن با صلابت در كلام............................. 117
k 14 k
متن: بررسی روايت عمّار بن ابی الأحوص............................. 121
نقد و بررسی............................................................. 125
الف) بررسی سند روايت............................................. 128
ب) اختصاص روايت به مسائل معرفتی نه احكام شرعی الزامی.... 128
ج) عدم شمول روايت بر واجبات.................................... 130
k 15 k
تلخیص متن: برخورد زشت خوارزميان و حاكمان عربستان سعودی در اجرای احكام 131
نقد: عدم تلازم اجرای نادرست امر به معروف و نهی از منکر با رفع تكليف از ديگران 131
k 16 k
تلخیص متن: اشتراط علم در وجوب امر به معروف و نهی از منكر... 132
نقد و بررسی: شمول ادلّۀ اشتراط علم به معروف و منکر بر علم اجتهادی و تقليدی 133
رخنمايی شفقت و محبّت در قالب انذار............................... 135
k 17 k
متن: اختلاف در شرطیّت «علم به معروف و منكر» در وجوب يا واجب 139
نقد: عدم تأثير قابل توجّه این اختلاف در انجام امر به معروف و نهی از منکر 139
k 18 k
متن: حالات چهارگانۀ احتمال تأثير در مواجهۀ آمر و ناهی با معروف و منكر 140
نقد و بررسی: عدم حصر صورتهای یاد شده به چهار مورد.......... 140
k 19 k
متن: شرطيّت احتمال تأثير............................................... 141
نقد و بررسی: شمول «احتمال تأثير» بر امر و نهی فردی و اجتماعی. 142
k 20 k
تلخیص متن: سه دلیل برای عدم وجوب امر به معروف و نهی از منکر در صورت ظن به تأثير 145
نقد و بررسی: ردّ برخی از ادلّۀ ياد شده................................. 146
k 21 k
متن: حكم امر و نهی در موارد عدم وجوب و نفی استحباب در برخی موارد 149
نقد و بررسی: توجيه استحباب امر و نهی در موارد عدم وجوب....... 150
k 22 k
متن: نقد كلام مقدّس اردبيلی;........................................... 152
نقد و بررسی: دفاع از دیدگاه مقدّس اردبيلی;........................... 152
k 23 k
متن: همراهی امر به معروف و نهی از منکر با خشونت و ايجاب توهين بر مؤمنان 154
نقد: عدم تلازم امر به معروف و نهی از منکر با خشونتهای غير مجاز يا توهين به مؤمنان 155
k 24 k
متن: توقّف وجوب امر به معروف و نهی از منكر بر عدم ضرر....... 156
نقد و بررسی: تفاوت حكم امر به معروف و نهی از منکر در شرط نفی ضرر نسبت به منكرات تهديد كنندۀ فرد يا جامعۀ اسلامی........................................................................... 157
k 25 k
متن: عدم وجوب امر به معروف و نهی از منکر در زمان غير مبسوط اليد بودن امامان يا زمان غيبت 166
نقد و بررسی............................................................. 174
الف) ناظر بودن روايت مفضّل و مسعده به زمان حضور امام معصوم 174
ب) ناپسند بودن جسارت به فقيهان مهذّب و مقايسۀ آنان با عمر سعد و عاملان جنگهای صليبی و داعش 176
ج) عدم ترتّب برخی از محذورهای فاسد بر فتوای مجوّزان جهاد ابتدایی در عصر غيبت 179
د) لزوم تحصيل قدرت بر مسلمانان با فرض وجوب يا عدم وجوب جهاد ابتدایی در زمان غيبت 180
ھ) عدم توجّه لازم به استدلال صاحب جواهر; از سوی نويسنده.... 182
و) نظر مقام معظّم رهبریa در بارۀ جهاد ابتدایی به اذن ولیّ فقيه. 186
k 26 k
متن: اشتراط عدالت در وجوب امر به معروف و نهی از منكر......... 187
نقد و بررسی: عدم اشتراط عدالت در وجوب امر به معروف و نهی از منكر 187
فهرست منابع............................................................ 189
-
مقدمه:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ العالمین و الصلاة و السلام علی خیر المرسلین محمّد و آله أجمعین
سیّما بقیّة الله فی الأرضین و اللعن علی أعدائهم إلی قیام یوم الدین
امر به معروف و نهی از منکر، از شریفترین واجبات دینی است که واجبات دیگر به برکت آن بر پا میشود. این تکلیف الهی، از ضروریّات دین به شمار میآید و به فرمودۀ بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی;، اگر کسی اين واجب را با توجّه به این که از ضروریّات دین است، انکار کند، کافر شمرده میشود.[1]
در قرآن کریم و روایاتِ اهل بیت عصمت و طهارت: به اين واجبِ بلندمنزلت، سفارش شده است که از باب تیمّن و تبرّک به بخشی از آنها اشاره میکنیم:
خداوند ــ تبارک و تعالی ــ در قرآن میفرماید:
)وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(.[2]
و باید گروهی از شما باشند که افراد را به انجام نیکیها فرا خوانند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و اینان همان رستگاراناند.
نیز میفرماید:
)كُنْتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ ...(.[3]
شما آن زمانی بهترین امّت هستید که امر به معروف و نهی از منکر کنید و ایمان به خدا داشته باشید... .
نیز میفرماید:
)وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ...(.[4]
مردان و زنان مؤمن، برخی از آنان بر برخی دیگر ولایت دارند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند... .
نیز در توصیف افراد باایمان میفرماید:
)... الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ(.[5]
[مؤمنان] ... امر کنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود الهیاند و تو این مؤمنان را بشارت ده.
نیز میفرماید:
)الَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ(.[6]
آنان که چون در زمین به آنان قدرت دهيم، [از این فرصت و نعمت الهی بهره میبرند و] نماز را بر پا میدارند و زکات میپردازند و به انجام نیکیها فرمان میدهند و از پلیدیها بر حذر میدارند و پايان همۀ كارها در اختيار خداوند است.
در روايات نيز از امام باقر و امام صادق8 نقل شده است که:
وَيلٌ لِقَومٍ لا يَدينونَ اللّٰهَ بِالأَمرِ بِالمَعروفِ وَ النَّهيِ عَنِ المُنكَرِ![7]
وای بر طایفهای که دین الهی را با انجام امر به معروف و نهی از منکر، رعایت نمیکنند!
در روایتی دیگر، امام باقر7 میفرماید:
بِئسَ القَومُ قَومٌ يَعيبونَ الأَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهيَ عَنِ المُنكَرِ.[8]
بد قومی هستند آنان که امر به معروف و نهی از منکر را زشت میدانند.
نیز محمّد بن عرفه میگوید: از حضرت رضا7 شنیدم که میفرمود:
لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ وَ لَتَنهُنَّ عَنِ المُنكَرِ أو لَيُستَعمَلَنَّ عَلَيكُم شِرارُكُم فَيَدعو خِیارُݢݢݢكُم فَلا يُستَجابُ لَهُم.[9]
به جِد، امر به معروف و نهی از منکر کنید، و گر نه بدترین شما حتماً بر شما حاکم خواهد شد [و به شما ستم میشود] و دیگر هرچه خوبانتان دعا کنند، مستجاب نمیشود.
همو نقل میکند که از حضرت رضا7 شنیدم: پیامبر اکرم9 فرمود:
إذا أُمَّتي تَواكَلَتِ (تَواکَلوا) الأَمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهيَ عَنِ المُنكَرِ فَليَأذَنوا بِوِقاعٍ مِنَ اللّهِ.[10]
هر هنگام که امّت من امر به معروف و نهی از منکر را بر عهدۀ یکدیگر بگذارند و از انجام آن شانه خالی کنند، منتظر عذاب الهی باشند.
نیز در حدیث نبوی9 نقل شده است که:
إنَّ اللّهَq لَيُبغِضُ المُؤمِنَ الضَّعيفَ الَّذي لا دينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ مَا المُؤمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لا دينَ لَهُ؟ قالَ: الَّذي لا يَنهَىٰ عَنِ المُنكَرِ.[11]
فرمود: «همانا خداوند متعال، مؤمن ناتوانی را که دین ندارد، دشمن میدارد». پرسیدند: مؤمن ناتوانی که دین ندارد، کیست؟ فرمود: «کسی که نهی از منکر نمیکند».
و در روایتی دیگر، از رسول خدا 9 روایت شده است که فرمود:
لا تَزالُ أُمَّتي بِخَيرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنكَرِ وَ تَعاوَنُوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوىٰ فَإذا لَم يَفعَلوا ذٰلِكَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَكاتُ وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ وَ لَم يَكُن لَهُم نَاصِرٌ فِي الأَرضِ وَ لا فِي السَّماءِ.[12]
امّت من همواره بهتریناند تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری دهند و هر گاه چنین نکنند، برکات از آنان سلب میشود و با سلطهجویی بر یکدیگر، مورد ستم قرار میگیرند و آن گاه هیچ کس در زمین و آسمان، یاور آنان نخواهد بود.
آیات و روایات فراوان دیگری نیز هست که برخی از آنها به مناسبت خواهد آمد.
کتاب پیش رو
چندی قبل، بخشی از سخنان جناب دکتر سیّد مصطفی محقّق داماد را دیدم که برایم بسیار تعجّبآور بود. با برخی از فضلای حوزۀ مقدّسه نیز برخورد کردم که آنان نیز از تفوّه مثل ایشان به این سخنان، اظهار نگرانی و تأسّف میکردند؛ چرا كه ایشان تحت عنوان «بازخوانی فقهی امر به معروف و نهی از منکر» از ظهور این همه آیات و روایاتی که در برخی از موارد میتوان گفت در رتبۀ نصاند، عدول و این دو تکلیف الهی را که «بِهِما تُقامُ الفَرائض»، به اخلاق مراقبتی تفسیر کردهاند. در فضای مجازی، جواب مختصری به بیانات ایشان داده شد، ولی اهمّیت بحث و موضوع اقتضا میکرد که اصل کتاب ایشان در این موضوع، يعنی کتاب بازخوانی فقهی امر به معروف، نهی از منکر و اجرای حدود نقد و بررسی گردد. از این رو، ریاست محترم مجتمع آموزشی - پژوهشی ائمّۀ اطهار:، آیة اللّٰه حاج شیخ محمّدجواد فاضل لنکرانیa از حقیر خواستند که بر این مهم اقدام نمایم. این جانب نیز امتثال امر کرده، در حدّ بضاعت مزجات طلبگی خود، حسب وظیفه و به حول و قوّۀ الهی، این سطور را به رشتۀ تحریر در آوردم و آمادۀ تقدیم به جوامع علمی شد.
گفتنی است در این نقد و بررسی صرفاً به قسمت اوّل کتابِ یاد شده که مربوط به امر به معروف و نهی از منکر است، پرداختهام؛ چرا که در موضوع اجرای حدود در زمان غیبت، پیشتر کتابی به قلم آیة اللّٰه حاج شیخ محمّدجواد فاضل لنکرانیa به زیور طبع آراسته شده است و نیازی به انجام کار تکراری نبود. ساختار کتاب، این گونه است که ابتدا بخشی از بیانات مؤلّف عیناً یا ملخّصاً مطرح و سپس نقد و بررسی گردیده و چون صرفاً سعی بر طرح موارد مهم بوده، به همین موارد اکتفا شده است. قهراً مباحث مطرح شده، نظم منطقی کتابهای فقهی حوزوی را ندارد و برای آن که مخاطبان بیشتری بتوانند از این مباحث بهرهمند شوند، ترجمۀ تمام متون عربی (قرآن، روایات و کلمات فقها) ذکر شده است.
امید است این خدمت کوچک، مرضیّ صاحب شریعت، حجّة بن الحسن العسکریQ قرار گیرد و موجب شادی روح بلند استاد بزرگوارمان مرجع عالیقدر، آیة اللّٰه العظمی فاضل لنکرانی; گردد.
جعله اللّٰه ذخراً لنا و لوالدینا و لمن وجب حقّه علینا لیومٍ تتقلّب فیه القلوب و الأبصار و لا ینفع فیه مال و لا بنون إلّا مَن أتی اللّٰه بقلب سلیم.
مجتمع آموزشی ــ پژوهشی ائمّۀ اطهار:
محمّدرضا فاضل کاشانی
[1]. تحریر الوسیلة، امام خمينی: ج 1 ص 439.
[2]. سورۀ آل عمران: آیۀ 104.
[3] . سورۀ آل عمران: آیۀ 110.
[4] . سورۀ توبه: آیۀ 71.
[5] . سورۀ توبه: آیۀ 112.
[6]. سورۀ حج: آيۀ 41.
[7]. وسائل الشیعة، حرّ عاملی: ج 16 ص 117، الكافی، شيخ کلینی: ج 5 ص 56؛ تهذیب الأحکام، شیخ طوسی: ج 6 ص 176 ح 353.
[8]. وسائل الشیعة، حرّ عاملی: ج 16 ص 117، الکافی، شیخ کلینی: ج 5 ص 57.
[9]. وسائل الشیعة، حرّ عاملی: ج 16 ص 118، الکافی، شیخ کلینی: ج 5 ص56، تهذیب الأحکام، شیخ طوسی: ج 6 ص 176 ح 352.
[10]. وسائل الشیعة، حرّ عاملی: ج 16 ص 118، الکافی، شیخ کلینی: ج 5 ص 59، تهذیب الأحکام، شیخ طوسی: ج 6 ص 177 و 358، عقاب الأعمال، شیخ صدوق: ص 304.
[11]. وسائل الشیعة، حرّ عاملی: ج 16 ص 122، الکافی، شیخ کلینی: ج 5 ص 59.
[12]. وسائل الشیعة، حرّ عاملی: ج 16 ص 122، تهذيب الأحكام، شیخ طوسی: ج 6 ص 181 ح 22.