سایت مرکز فقهی


ارزیابی گزاره دعوت مخفیانه پیامبر(ص) با رویکرد قرآن‌بنیان


سال نشر: 
1402
زبان: 
پدیداور: 
شابک: 
1 ـ 220 ـ 388 ـ 600 ـ 978
قطع: 
رقعي
حجم صفحات: 
140
نوبت چاپ: 
اول
100000 تومان
  • معرفی اثر: 

    اثر ارزشمند «ارزیابی‌ گزاره دعوت مخفیانۀ پیامبر9 با رویکرد قرآن‌بنیان» متکفل پاسخ به پرسش‌هایی از قبیل زیر است:

    نظریۀ مخفیانه بودن دعوت نبوی در طول سه سال نخست نزول قرآن ــ چنان‌که مشهور است ــ همواره مورد تأیید تاریخ‌نگاران متقدم و متأخر بوده است؟ آیا سیر دعوت نبوی را می‌توان از قراین درون‌متنی قرآن دریافت کرد؟ در این صورت آیا نتیجۀ بررسی سیر نزول آیات، مطابق نظریۀ مشهور تاریخی در این موضوع است؟ و آیا در صورت اجرای قاعدۀ عرضۀ روایات بر قرآن، روایات وارد در این موضوع مورد تأیید قراین درون‌متنی قرآن خواهند بود؟ به‌طور‌کلی آیا این گزارۀ تاریخی از دیدگاه قطعی‌ترین و بی‌شائبه‌ترین منبع دینی و تاریخی مسلمانان ــ یعنی خود قرآن ــ نیز تأیید می‌شود؟

    نویسنده محترم اثر سعی کرده با به چالش کشیدن نظریۀ مشهور در سیر دعوت نبوی9 به رفع ابهامات موجود در این نظریه و تعارضات آن با آنچه از سیر نزول کشف می‌شود، دست یابد.

     

     

  • مقدمه: 

    مهم‌ترین رسالت دانش تاریخ همواره عبرت‌آموزی و پرفروغ‌ کردن چراغ راه نسل‌های آینده است. سیره‌نویسان اسلامی با این هدف مقدس در طول سالیان پیاپی رنج‌ها بر خود هموار کرده‌اند تا با دستیابی به روش زندگی فردی و اجتماعی برترین و کامل‌ترین الگوهای بشری، در حد امکان، به آینه‌ای حقیقت‌نما برای ترسیم بی‌نقص‌ترین الگوی رشد و تعالی جامعۀ بشری دست یابند. مبلّغان دینی برای ایجاد تغییر در جوامع بشری و فراهم کردن زمینۀ پذیرش و تثبیت باورهای دینی و خروج از ظلمت به سوی نور که هدف اصلی نزول قرآن است، به توصیۀ والاترین راهنمای بشر، قرآن و سیره را در کنار هم به عنوان الگوی آموزش و رفتار، فراروی مسیر خود قرار می‌دهند. از همین رو رسیدن به فهم صحیح و بی‌شبهۀ این دو ثقل از حساسیت و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

    روشن است که تربیت و تحول جامعه مولود ترکیب محتوا با روش است و در صورت خطا بودن روش، از میزان تأثیرگذاری محتوا کاسته می‌شود و ‌ای‌بسا محتوای ارزشمند به سبب خطای روشی فاقد نتیجه یا حتی دارای نتیجۀ عکس خواهد بود؛ از همین رو شناخت روش دعوت قرآن که اصیل‌ترین منبع دعوت اسلامی است، رکن مهمی در توفیق مسیر تربیت دینی خواهد بود. اهمیت این تلاش زمانی روشن می‌شود که بدانیم لازمۀ انتخاب روش‌های جدید تربیتی متناسب با فضای جامعه یا اصلاح روش‌های گذشته، شناخت دقیق روش تحول هدایتی قرآن به عنوان کامل‌ترین الگوی تربیت نسل مسلمان است. هشدارهای پیاپی قرآن بر تغییرنکردن محتوای دین ــ در آیات 43 تا 47 سورة الحاقه ــ و تأکید بر پیروی از روش قرآن و دخالت نکردن در آن ــ در آیات 16 تا 19 قیامت ــ روشن می‌‌کند که هدف نزول، جز در پیروی کامل و خالص از برنامۀ تربیتی آسمانی محقق نخواهد شد.

    با نگاهی اجمالی و گذرا به آثار سیره‌نویسان مکتب اهل‌بیت: و پیروان خلفای اسلامی می‌توان با اطمینان گفت یکی از اتفاق‌نظرها میان سیره‌نگاران و مفسران اعتقاد به وجود دو مرحلۀ پنهانی خصوصی و آشکارِ عمومی در دعوت پیامبر9 به اسلام است. در اغلب کتاب‌های تاریخ اسلام شیعه و سنی، دو عنوان «دعوت پنهانی» و «دعوت همگانی» به چشم می‌خورد؛ زیرا دیدگاه مشهور تاریخ‌نگاران اسلام در مورد روش دعوت نبی اکرم9 به دین مبین اسلام چنین است که ایشان پس از بعثت، مأمور به دعوت همگان نبود و از ‌این ‌رو تا سه سال، دل‌های آمادۀ پذیرش حق را به صورت پنهانی و خصوصی به اسلام فرا می‌خواند. سپس در مرحلۀ دوم رسالت خویش با نزول آیۀ 214 سورۀ شعرا )وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِین( به دعوت خویشان پرداخت و پس از آن در مرحلۀ سوم رسالت خویش با نزول آیۀ 94 سورۀ حجر: )فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکین‏( مأمور به دعوت عمومی شد. حال‌آنکه این نظریه که بر اخبار تاریخی و روایات تفسیری استوار است، با محتوای برخی آیات قرآن کریم که آینۀ تاریخ عصر نزول است، هم‌خوانی ندارد و می‌تواند سبب بروز شبهه‌هایی دربارۀ قرآن کریم باشد. چنانچه نظر مشهور تاریخی و توضیحات اغلب مفسران ذیل سه‌ آیۀ یادشده را بپذیریم، باید پاسخ‌گوی ابهاماتی در این موضوع باشیم؛ از قبیل اینکه در صورت پنهانی بودن دعوت در سه سال اول نزول قرآن، مراد از امر به انذار در آیۀ 2 سورۀ مدثر که چهارمین سورۀ مکی[1] است و مدت‌ها پیش از دو سورۀ شعرا و حجر فرو فرستاده شده، چیست؟

    اصلی‌ترین پرسش‌هایی که این پژوهش خود را متعهد به جستجوی پاسخ آن می‌داند، عبارت‌اند از اینکه آیا نظریۀ مخفیانه بودن دعوت نبوی در طول سه سال نخست نزول قرآن ــ چنان‌که مشهور است ــ همواره مورد تأیید تاریخ‌نگاران متقدم و متأخر بوده است؟ آیا سیر دعوت نبوی را می‌توان از قراین درون‌متنی قرآن دریافت کرد؟ در این صورت آیا نتیجۀ بررسی سیر نزول آیات، مطابق نظریۀ مشهور تاریخی در این موضوع است؟ و آیا در صورت اجرای قاعدۀ عرضۀ روایات بر قرآن، روایات وارد در این موضوع مورد تأیید قراین درون‌متنی قرآن خواهند بود؟ به‌طور‌کلی آیا این گزارۀ تاریخی از دیدگاه قطعی‌ترین و بی‌شائبه‌ترین منبع دینی و تاریخی مسلمانان ــ یعنی خود قرآن ــ نیز تأیید می‌شود؟

    در این صورت باید پاسخگوی ابهامات دیگری در این موضوع باشیم؛ از قبیل اینکه آیا پیامبر‌9 در طول دعوت پنهانی، وحی قرآنی دریافت نمی‌کرده است؟ یا آیاتی شخصی را دریافت می‌کرده و مأمور به ابلاغ آن به مسلمانان نبوده است؟! آیا در دوران اختفا، قرآن عهده‌دار تربیت جامعه نبوده است؟!

    انتظار می‌رود با به چالش کشیدن نظریۀ مشهور در سیر دعوت نبوی9 بتوانیم به رفع ابهامات موجود در این نظریه و تعارضات آن با آنچه از سیر نزول کشف می‌شود، دست یابیم.

    با توجه به ابهامات ناشی از نظریۀ مشهور مورخان و مفسران در موضوع دعوت نبوی9؛ به نظر می‌رسد با بازبینی این گزارۀ تاریخی بر مبنای سیر نزول آیات قرآن کریم، به خطاهای توجیه‌ناپذیری در این نظریه خواهیم رسید و می‌توانیم توضیح بهتری برای تمایز سه سال اول دعوت ارائه نماییم؛ مثل تمایز دورۀ نبوت و رسالت پیامبر9  که در‌نتیجه بسیاری از ابهام‌های پیش‌گفته در مورد مراد خطابات و اوامر قرآن رفع می‌شود و شبهه‌های مطرح در این مورد از میان خواهد رفت.

    مطالعه و بررسی آثار تفسیری گذشته نمایانگر آن است که بی‌توجهی به سیر نزول آیات، مفسر را در برداشت کامل مراد الهی و کشف و توصیف روش تربیتی پیامبر9 دچار خطا خواهد کرد. اهمیت این توجهات تفسیری زمانی افزون‌تر می‌شود که بدانیم چنین نگاهی حتی می‌تواند با گشودن برخی گره‌ها و ابهامات در موضوع تاریخ زندگی پیامبر9 به رفع اختلاف میان تاریخ‌نگاران و بهره‌گیری بهتر از اخبار سیرۀ پیامبر اسلام‌9 و حتی تمیز میان اخبار صحیح و سقیم بینجامد. از جمله ابهامات تاریخی مؤثر در کشف روش تبلیغی پیامبر اکرم9 که تأمل در سیر نزولی آیات قرآن به روشن شدن آن کمک شایانی می‌کند، موضوع این نوشتار است. ضرورت این شفاف‌سازی که به رفع شبهه‌هایی دربارۀ سیرۀ آن حضرت و برخی آیات قرآن منجر خواهد شد، بر پژوهندگان عرصۀ دین و دانش پوشیده نیست.

     

    [1]. ر.ک: شناختنامۀ تنزیلی سوره‌های قرآن کریم، ص73.

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز فقهي ائمه اطهار (ع) است.