-
معرفی اثر:
حمد و ثنای بیانتها و شکر و سپاس بینهایت آفریدگار زمین و آسمان را که حیات و وجود هر موجود رشحهای از رشحات بحار وجودش است و اوراق چمن صفحاتی از کتابِ وصفِ جمال و زیباییاش، و صلوات زاکیات و تحیات نامیات بر رسول مهر و رحمت، گشاینده درهای بسته و آشکارکننده حق با برهان، محمّد مصطفی؟ص؟ و خاندان پاک و گرامیاش.
بیگمان، دانش، چراغ راه سعادت، والایی و رفعت آدمی است و افروختن آن نیازمند کاوشهای پیاپی پژوهشگرانی است که دل در گرو آگاهی انسان و توانمندسازی وی دارند. بدیهی است این مهم، بدون شناخت ابزارها و مهارتهای لازم امکانپذیر نیست. در کنار این مهارتها و ابزارها، شناخت مسائل، دغدغهها و نیازهای دانشی در دستیابی به اندیشهها و افکار جدید از ضروریات تحقیق و پژوهش است که گاه، پیشبردن مطالعات بدون بهرهجُستن از آنها دشوار است.
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و حاکمیت دین در عرصههای اجتماعی، رسالت حوزههای علمیه دو چندان شده است؛ چرا که نظام اسلامی برای تأمین پشتوانه دیدمانی و نظری خود به منظور تصمیمگیری و اجرا باید مبانی علمی لازم را در اختیار داشته باشد. تحقق این امر مستلزم پژوهشهای دقیق، جامع و سامانمند در راستای کشف و بازآفرینی آموزههای اسلام و نظامهای اجتماعی آن است و «فقه» ـ به عنوان تجلّی عینی دستورهای شریعت ـ ظرفیت پاسخگویی به نیازهای فردی، اجتماعی و حاکمیتی را داراست. بدین منظور، مرکز فقهی ائمّه اطهار؟عهم؟ که به اهتمام مرجع فقید شیعه، حضرت آیتالله العظمی فاضل لنکرانی؟ره؟ در سال 1376 بنیان نهاده شد، تحت هدایت هوشمندانه و مدبّرانه خلف صالح آن فقید، حضرت آیتالله حاج شیخ محمّدجواد فاضل لنکرانی ـ دامت برکاته ـ، رسالت اصلی خود را فراهم آوردن بستر مناسب جهت تولید دانش در عرصه فقه و علوم وابسته به آن و تربیت پژوهشگران توانمندی میداند که بتوانند با نگارش آثار علمی روزآمد و کارآمد، به معرّفی اندیشه اهلبیت عصمت و طهارت؟عهم؟ و دفاع از مرزهای دانش اسلامی بپردازند.
در میان ابواب فقهی، کتاب النکاح از ابواب بسیار مهم و مبتلابه است که بر اساس احکام موجود در آن، خانواده بهعنوان ارجمندترین نهاد انسانی و شالوده حیات اجتماعی شکل میگیرد. از جمله فروعات مطرح در این باب، «خواستگاری و ازدواج در ایام عدّه» و آثار مترتب بر آن است که این نوع نکاح آثار مخرّب و زیانباری بهدنبال دارد و گاه موجب از همپاشیدن نظام خانواده میگردد.
حجتالاسلام و المسلمین علیرضا حسینیاطهر بهعنوان نویسنده پژوهش حاضر تلاش کرده تا با تتبّع کامل و مطالعه منابع موجود، علاوه بر طرح دیدگاه فقهای امامیه، اقوال و ادله فقهای اهل تسنن درباره این فرع مهم فقهی را در بوته بررسی و ارزیابی قرار دهد. وی با اعتقاد به «عدم مشروعیت این نوع نکاح میان فریقین»، پس از بیان احکام خواستگاری و تزویج معتدّه، ادله جواز و عدم جواز خواستگاری از معتدات را از دیدگاه فقه اهل بیت؟عهم؟ و فقه عامه را ارزیابی و نقد کرده و در انتها نیز آثار نکاح معتده از منظر فریقین و تفاوت نکاح معتده و ذات البعل را ذکر کرده است. _ لله درّه _
اکنون که به یاری خدای والا، اثر حاضر آماده عرضه به اندیشهورزان و پژوهشگران شده، ضمن دعای خالصانه و خاضعانه برای تعجیل در فرج مولایمان صاحب الاَمر و الزمان مهدی موعود؟عج؟، سپاس و ستایش به درگاه خدای دانا و توانا و آرزوی علوّ درجات برای مؤسس معظّم، از حمایتهای رئیس معزّز مرکز و تمامی عزیزانی که در به ثمر رسیدن این اثر، معاونت پژوهشی را یاری رساندند، به ویژه محقق محترم و مدیر گرامی مرکز حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا فاضل کاشانی تقدیر و تشکر میشود. همچنین از زحمات اساتید گرانقدری که با مطالعه و ارائه نظرهای سودمند بر اتقان و غنای علمی اثر افزودند، سپاسگزاری میشود.
امید آن که تلاشهای علمی صورتگرفته زمینهساز رشد و تعالی جامعه اسلامی و چراغی فراراه جویندگان طریق دانش و معرفت باشد.
سیدجواد حسینیخواه
معاون پژوهشی مرکز فقهی ائمّه اطهار؟عهم؟
15 آبان 1400ش
30 ربیع الأول 1443ق
-
فهرست مطالب:
فهرست مطالب
ب) ضرورت و اهمّیّت این تحقیق. 33
د) اهداف و فوائد این تحقیق. 38
ح) ابتکار و نوآوری (امتیازات این تحقیق) 40
فصل دوّم: مشروعیّت عِدّه و حکمت آن. 67
گفتار اوّل: مشروعیّت عدّۀ طلاق و وفات.. 67
ب) «عدّه» در سنّت أهل البیت؟عهم؟ 68
ز) تفاوت میان عدّۀ طلاق و عدّۀ وفات.. 76
الف) اطمینان از برائت رحم و پیشگیری از اختلاط نسب.. 79
ب) حفظ حرمت نکاح سابق و پیوندهای ناشی از آن. 80
ج) حفظ حیات و حمایت از جنین. 81
د) امکان رجوع زوج در طلاق رجعی. 82
گفتار سوّم: تعبّدی بودن عدّه 84
گفتار چهارم: تفاوت میان علّت حکم و حکمت آن. 86
بخش دوم: خواستگاری و تزویج مُعتدّه و طرح أقوال و أدلّۀ مسأله
فصل اوّل: أحکام مربوط به خواستگاری.. 94
مبحث اوّل: حکم خواستگاری از معتدّات.. 127
گفتار اوّل: أدلّۀ صاحب جواهر؟ره؟ بر حرمت خواستگاری از معتدّۀ رجعیّه. 128
الف) نظر مشهور دربارۀ خواستگاری از مطلّقۀ ثلاثه. 130
ب) نظر صاحب مدارک الأحکام؟ره؟ در مورد خواستگاری از مطلّقۀ ثلاثه. 131
ج) نمونههای دیگری از موارد تحریم مؤبّد 133
گفتار دوم: خواستگاری از «متوفّی عنها زوجها» به صورت تصریح و تعریض... 138
گفتار سوم: تصریح به خواستگاری در موارد ممنوعه. 142
گفتار چهارم: قانون کلّی دربارۀ خواستگاری از معتدّات.. 144
گفتار پنجم: بررسی أدلّۀ جواز و عدم جواز خواستگاری از مُعتدّات.. 145
ب) کلام مفسّرین در مورد دلالت آیۀ شریفه. 145
ج) کلام فقهاء در مورد دلالت آیۀ شریفه. 146
د) نقل روایات باب خواستگاری از معتدّات (أدلّۀ روایی) 147
هـ) مفاد روایات باب خواستگاری از معتدّات.. 150
و) نقد صاحب جواهر و صاحب حدائق؟رهما؟ بر أدلّۀ روایی. 151
ز) بیان شش تفسیر برای «و لکن لا تواعدوهن سرّاً». 151
ح) منقطع یا متّصل بودن إستثناء در آیۀ شریفه. 155
ط) بیان وجه استدراک در آیۀ شریفه. 155
مبحث دوّم: تصویر صُوَر مختلفه در نکاح معتدّه 157
گفتار اول: احکام صُوَر بیستگانه. 161
گفتار دوم: اشکال قسم اخیر (تزویج در أیّام عدّه با فرض عدم تحقّق دخول و جهل یکی از طرفین) 164
گفتار سوّم: پاسخ شهید ثانی؟ره؟ از إشکال قِسم چهارم 164
گفتار چهارم: اشکال و جواب صاحب حدائق؟ره؟ راجع به صورت چهارم 165
گفتار پنجم: نظر محقّق خوئی؟ره؟ راجع به صورت چهارم 167
مبحث سوّم: أدلّۀ قرآنی و روایی دالّ بر حرمت نکاح معتدّه 169
گفتار دوّم: کلام مفسّرین در مورد دلالت آیۀ شریفه بر حرمت نکاح معتدّه 170
گفتار سوم: بیان معنای {حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ} و احتمالات مختلف در تفسیر «الکتاب». 171
گفتار چهارم: کلام فقهاء در مورد دلالت آیۀ شریفه بر حرمت نکاح مُعتدّه 172
الف) استدلال صاحب جواهر؟ره؟ به آیۀ شریفه. 172
ب) اشکال صاحب جواهر؟ره؟ بر استدلال کسانی که «عزم» را در آیۀ شریفه حمل بر مجاز نمودهاند 173
ج) کلام فقیه معاصر: سیّد عبد الأعلی سبزواری؟ره؟ در مقام استدلال به آیۀ شریفه. 175
د) اختلاف در تفسیر «قُرء». 178
2. منشأ اختلاف در تفسیر «قرء». 181
3. نظر شیخ مفید و شیخ الطّائفه؟رهما؟ در تفسیر «قرء» و نقد برخی از فقهاء بر فرمایش ایشان 183
گفتار پنجم: بررسی روایات دالّ بر حرمت نکاح معتدّه 185
مبحث چهارم: علاج تعارض روایات با تمسّک به قواعد باب تعارض... 190
گفتار اوّل: راه حلّ دیگری برای رفع تعارض میان روایات.. 192
گفتار دوّم: دخالت علم به حکم و موضوع در تحریم مؤبّد 192
مبحث پنجم: حکم تزویج جاهلانۀ معتدّه در ایّام عدّه با تحقّق دخول، پس از انقضاء عدّه 194
گفتار اول: نظر شهید ثانی و صاحب جواهر؟رهما؟ 195
گفتار دوّم: نظر صاحب ریاض؟ره؟ و تابعین وی.. 196
مبحث اول: اقسام معتدّات و حکم خواستگاری از آنها در فقه عامّه. 203
گفتار اوّل: خواستگاری از معتدّات در مذهب حنابله. 203
الف) حکم خواستگاری از «سه طلاقه» و «متوفّی عنها زوجها» در ایّام عدّه 205
ب) حکمت حرمت خواستگاری از معتدّه به صورت «تصریح». 206
ج) خواستگاری از معتدّۀ رجعیّه. 206
د) خواستگاری از معتدّۀ بائن. 207
هـ) کلام ابن قدامه در «المقنع» راجع به خواستگاری از معتدّات.. 208
و) کلام ابن قدامه در «الکافی». 209
ز) حرمت خواستگاری از معتدّه به صورت تصریح. 210
ح) حکم خواستگاری از معتدّۀ بائن. 211
گفتار دوم: خواستگاری از معتدّات در مذهب شافعیّه. 212
الف) کلام ابراهیم بن محمّد شیرازی دربارۀ خواستگاری از معتدّات.. 214
ب) خواستگاری از مطلّقۀ ثلاثه و متوفّی عنها زوجُها به صورت تصریح. 215
د) کلام ابن إدریس شافعی دربارۀ خواستگاری از معتدّات.. 217
1. نظر «إبن إدریس شافعی» راجع به تفسیر مواعدۀ سِرّی.. 219
2. استدلال شافعی بر تفسیر مذکور. 219
هـ) دیدگاه سیّد سابق دربارۀ خواستگاری از معتدّات.. 220
و) خواستگاری از معتدّات به صورت «تصریح» و «تعریض». 221
ز) خواستگاری از معتدّۀ بائن به صورت «تصریح». 221
ح) خواستگاری از «متوفّی عنها زوجُها». 222
ی) مفهوم «تعریض» در کلام «سیّد سابق». 223
گفتار سوّم: خواستگاری از معتدّات در مذهب حنفی. 225
الف) تفاوت میان خواستگاری از معتدّه به صورت «تعریض» در عدّۀ طلاق و عدّۀ وفات.. 227
ب) استدلال إبن مسعود حنفی به آیۀ شریفه در مورد خواستگاری از معتدّات.. 228
ج) نظر «ابن مسعود حنفی» در تأویل آیۀ شریفه و بیان معنای تعریض... 229
د) بیان دو احتمال در تفسیر «لا یرفع العصا عن عاتقه». 230
هـ) قانون کلّی دربارۀ خواستگاری از معتدّات.. 230
و) حکم تصریح به خواستگاری در أیّام عدّه و انعقاد عقد نکاح پس از إنقضاء عدّه 231
مبحث دوّم: تزویج معتدّه از دیدگاه عامّه و اختلاف در تحریم مؤبّد 233
گفتار اوّل: سبب اختلاف عامّه در تحریم مؤبّد 235
گفتار دوّم: تزویج معتدّه از دیدگاه «سیّد سابق». 236
گفتار سوّم: نظر «ابن مسعود حنفی» در تزویج معتدّه 237
الف) دو احتمال در تفسیر آیۀ شریفۀ {وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ}. 238
ب) تفسیر {حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ}. 238
ج) إثبات حرمت تزویج معتدّه با استناد به دلیل اولویّت.. 239
گفتار چهارم: نظر «ابن حزم أندلسی» در تزویج معتدّه 240
الف) رجوع زوج در ایّام عدّۀ طلاق رجعی. 241
ب) استدلال «ابن حزم» بر تحریم نکاح معتدّه 242
ج) استدلال «إبن حزم» بر عدم تحریم مؤبّد نسبت به جاهل. 242
د) استدلال قائلین به تحریم مؤبّد و بیان دلیل نخست ایشان. 244
هـ) اشکال «ابن حزم» به استدلال نخست قائلین به تحریم مؤبّد 244
ز) دلیل دوّم قائلین به تحریم مؤبّد 247
گفتار پنجم: تزویج معتدّه از دیدگاه حنابله. 251
الف) نظر «ابن قدامه» در تزویج معتدّه 251
ب) سقوط مهر، کسوت، سُکنی، نفقه و ارث.. 252
ج) عدم تداخل عدّۀ أصلی با عدّۀ «متزوّج في العدّة». 252
د) مخالفت «إبن قدامه» با مالک و فقهاء إمامیّه در تحریم مؤبّد 253
هـ) استنباط علّامه محمّد جواد مغنیه؟ره؟ از کلام «إبن قدامه». 253
و) نظر قاضی أبو یوسف در تزویج معتدّه 254
گفتار ششم: حکم تزویج (إنعقاد عقد نکاح) در أیّام عدّه با تحقّق دخول، پس از إنقضاء عدّه 255
مبحث سوم: بررسی نقاط اشتراک و افتراق میان دیدگاه إمامیّه و عامّه. 257
گفتار اول: حکم خواستگاری از معتدّات به صورت «تصریح» در فقه امامیّه. 257
گفتار دوم: حکم خواستگاری از معتدّات به صورت «تعریض» در فقه امامیّه. 258
گفتار سوم: خواستگاری از معتدّات به صورت «تصریح» در فقه عامّه. 259
گفتار چهارم: خواستگاری از معتدّات به صورت «تعریض» در فقه عامّه. 260
گفتار پنجم: نقاط افتراق فریقَین در بحث خواستگاری از معتدّات.. 261
گفتار ششم: تزویج در أیّام عدّه از منظر فقهاء امامیّه. 262
گفتار هفتم: تزویج در ایّام عدّه از منظر فقهاء عامّه. 264
گفتار هشتم: نقاط اشتراک و افتراق فریقَین در تزویج معتدّه 264
فصل چهارم: آثار نکاح معتدّه از منظر فقهاء امامیّه. 268
مبحث اول: حرمت نکاح معتدّه بر پدر و پسر واطی. 268
مبحث دوم: حرمت نکاح مادر و دختر معتدّه بر واطی. 273
مبحث سوّم: تداخل یا عدم تداخل دو عِدّه 273
گفتار اول: نقل إجماع در مسأله. 275
گفتار دوم: نقل خلاف در مسأله. 277
گفتار سوم: بررسی قول شیخ صدوق و ابن جنید؟رهما؟ 278
گفتار چهارم: منشأ شُبهه در نسبت دادن قول به تداخل به شیخ صدوق و ابن جُنَید؟رهما؟ 279
گفتار پنجم: مخالفت علّامۀ مجلسی؟ره؟ با نظر مشهور. 282
گفتار ششم: بررسی روایات دالّ بر تداخل یا عدم تداخل عِدّتین در تزویج مُعتدّه 283
الف) روایات دالّ بر تداخل. 283
ب) روایات دالّ بر عدم تداخل. 285
ج) روایاتی که در عدّۀ وفات دلالت بر عدم تداخل مینمایند 285
گفتار هفتم: علاج تعارض روایات با تمسّک به قاعدۀ اصولی «انقلاب نسبت». 287
گفتار هشتم: قاعدۀ اوّلیّه با قطع نظر از روایات مسأله. 288
گفتار نهم: نظر شیخ الطّائفه؟ره؟ در اجتماع عِدّتین. 289
گفتار دهم: بیان محقّق حلّی؟ره؟ 290
گفتار یازدهم: بیان صاحب مدارک الأحکام؟رهما؟ 290
گفتار دوازدهم: بیان صاحب ریاض؟ره؟ در اجتماع عِدّتَین. 291
گفتار سیزدهم: تقدّم عدّۀ اصلی یا عدّۀ وطی به شبهه در صورت عدم تداخل. 291
گفتار چهاردهم: نظر محقّق خویی و آیة اللّه العظمی حکیم؟رهما؟ در تقدّم أحدُ العِدّتَین. 292
مبحث چهارم: مهر منکوحۀ در ایّام عِدّه 293
گفتار اول: استدلال قائلین به وجوب مهر المثل. 296
گفتار دوم: استدلال قائلین به وجوب مَهْرُ المُسمّی. 298
گفتار سوم: نصوص وارده در باب مهر منکوحۀ در ایّام عدّه 299
ب) مختار صاحب «فقه الصّادق» و نظر نگارنده 302
ج) تعلّق مَهْر أمه بر مولی (مالک) 303
مبحث پنجم: سُکنی و محلّ إقامت منکوحۀ در أیّام عدّه 303
مبحث ششم: نفقۀ منکوحۀ در أیّام عِدّه 304
گفتار اول: استدلال قائلین به تعلّق نفقه بر حمل. 306
گفتار دوم: استدلال قائلین به تعلّق نفقه بر حامل. 307
گفتار سوم: کلام صاحب ریاض و فقه الصّادق. 310
گفتار چهارم: ثمرۀ بحث تعلّق نفقه بر حمل یا حامل. 311
مبحث هفتم: ارث منکوحۀ در أیّام عِدّه 312
مبحث هشتم: ثبوت حدّ بر عالم به حکم و موضوع. 313
مبحث نهم: سقوط حدّ از واطی بالشّبهة. 315
مبحث دهم: فوت واطی پس از وطی به شبهه. 317
مبحث یازدهم: نَسَب وَلَد منکوحۀ در أیّام عدّه 318
گفتار اول: تصویر صُوَر چهارگانه در نَسَبِ وَلَدِ منکوحه در ایّام عدّه 319
الف) تعلیل آیة اللّه العظمی حکیم؟ره؟ برای صورت نخست.. 322
ب) اشکال آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ به تعلیل آیة اللّه العظمی حکیم؟ره؟ 322
گفتار دوم: بررسی روایات مسأله. 325
1. نظر آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ دربارۀ «جمیل». 326
2. مختار صاحب شرائع الإسلام؟ره؟ 327
3. نظر آیة اللّه العظمی سیّد محسن طباطبایی حکیم؟ره؟ در إرسال سند روایت.. 329
4. اشکال اوّل محقّق خوئی؟ره؟ به نقل شیخ صدوق؟ره؟ در «من لایحضره الفقیه». 329
5. اشکال دوّم محقّق خوئی؟ره؟ به نقل شیخ صدوق؟ره؟ 329
6. نقد آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ بر نظر محقّق خوئی؟ره؟ 330
فصل پنجم: آثار نکاح معتدّه از منظر فقهاء عامّه. 334
مبحث اوّل: حرمت نکاح مُعتدّه بر پدر و پسر واطی. 334
مبحث دوّم: حرمت نکاح مادر و دختر مُعتدّه بر واطی. 334
مبحث سوم: ثبوت یا سقوط نفقه، کسوت، مَهر و توارُث.. 338
مبحث چهارم: ثبوت حدّ بر عاهر و زانی. 343
مبحث پنجم: سقوط حدّ از واطی بالشّبهه. 346
مبحث ششم: الحاق وَلَد به واطی بالشّبهه. 351
مبحث هفتم: عدم تداخل عدّۀ أصلی (طلاق یا وفات) با عدّۀ تزویج در أیّام عدّه 362
مبحث هشتم: تقدّم عدّۀ أصلی (طلاق یا وفات) بر عدّۀ دوّم (تزویج در أیّام عدّه) 368
الف) حکم تزویج کردن زوج (شوهر) معتده را برای خود 373
1. کلام صاحب مستمسک؟ره؟ دربارۀ تزویج کردن زوج، معتدّه را برای خودش.. 374
2. نظر مشهور دربارۀ طلاق نهم (تفاوت میان طلاق عِدّی و طلاق السُّنّة) 375
3. نظر محقّق خوئی؟ره؟ دربارۀ طلاق نهم 376
ب) حکم شک نسبت به مُعتدّه بودن یا مُعتدّه نبودن زن. 376
اشکال و جواب آیة اللّه العظمی سیّد موسی شبیری زنجانی؟مد؟ 380
ج) حکم تزویج با اعتقاد به پایان یافتن ایّام عدّه 381
1. حجیّت قول زن نسبت به حالت سابقه. 382
2. بررسی برخی از روایات دالّ بر قبول قول زن در امور زنانگی (حیض، عِدّه و ...) 383
4. اشکال آیة اللّه شبیری زنجانی؟مد؟ به فرمایش محقّق خوئی؟ره؟ 387
5. نظر محقّق حلّی؟ره؟ دربارۀ تصدیق قول زن. 387
6. نقد آیة اللّه العظمی حکیم؟ره؟ بر کلام محقّق حلّی؟ره؟ 388
7. وجه عدم قبول قول زن در صورت معلوم بودن تاریخ إنقضاء عدّه 388
8. اشکال و جواب آیة اللّه العظمی حکیم؟ره؟ از وجه عدم قبول قول زن. 388
د) حکم تزویج در أیّام عدّه با شکّ در تحقّق دخول. 389
هـ) حکم علم اجمالی نسبت به معتدّه بودن یکی از دو زن معیّن. 390
و) حکم شک در عدّه به لحاظ عدّۀ خود یا دیگری.. 393
ز) حکم نکاح با زنی که باید عدّه نگه دارد ولی هنوز شروع به عدّه نکرده است.. 393
1. اشارهای به فتاوای فقهاء در این مسأله. 396
2. دلیل عدم حرمت ابد و وجه احتمال حرمت.. 397
3. دلیلی دیگر برای وجه احتمال حرمت ابد از «کشف اللّثام». 398
4. مناقشۀ آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ در کلام فاضل هندی (اصفهانی؟ره؟) 399
5. مناقشۀ آیة اللّه حکیم؟ره؟ در دلیل اولویت و اشکال ایشان به صاحب ریاض؟ره؟ 400
6. نظر نگارنده در مورد مناقشۀ صاحب مستمسک؟ره؟ 401
7. بررسی روایات دالّ بر شروع عدّه از حین بلوغ خبر موت زوج. 401
8. بررسی کلام محقّق خویی؟ره؟ در این مسأله. 403
ح) حکم وطی کردن معتدّه از روی شبهه (بدون عقد و تزویج) 406
ط) تزویج کردن ولیّ یا وکیل معتدّه را در أیّام عدّه 407
1. اشکال محقّق خوئی؟ره؟ بر کلام صاحب عروه؟ره؟ 408
2. اشکال آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ به کلام محقّق خوئی؟ره؟ 409
3. يادآوری نزاع صحیح و أعمّ در رابطه با بحث کنونی. 410
5. اشکال آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ به کلام سیّد یزدی؟ره؟ 412
ی) حکم تزویج خواهر در ایام عدّۀ خواهر دیگر. 414
روایات باب حرمت تزویج خواهر در أیّام عدّۀ خواهر او. 417
ک) عدم إلحاق «تزویج أمه در أیّام إستبراء» به «نکاح در أیّام عدّه». 418
1. حکم به وجوب إستبراء أمه در أحادیث باب نکاح العبید و الإماء. 419
2. دلیل عدم الحاق أیّام استبراء أمه (کنیز) به تزویج در أیّام عِدّه 422
3. منشأ شبهه و بیان وجه إلحاق و عدم إلحاق. 422
4. مخالفت فخر المحقّقین؟ره؟ با نظر والد خویش (علّامه حلّی؟ره؟) 423
ل) عدم الحاق «وطی در ملک یا تحلیل» به نکاح در ایام عدّه 424
1. منشأ شبهه در وجه الحاق یا عدم الحاق «وطی در ملک» یا «وطی بالتّحلیل» به «تزویج در ایّام عدّه» 425
2. کلام صاحب جواهر؟ره؟ در مورد «وطی در ملک یا تحلیل» و پاسخ از اشکال محقّق ثانی؟ره؟ 426
3. تفاوت میان «وطی في الملک» با «وطی بالتّحلیل». 427
الف) الحاق نکاح با ذاتالبعل (زن شوهردار) به تزویج در ایّام عدّه 430
1. احتمال غفلت علّامه؟ره؟ و تابعین وی از نصوص وارده در باب تزویج ذات البعل. 431
2. تفاوت اساسی میان نکاح معتدّه و ذات البعل. 433
3. بررسی روایات باب تزویج ذات البعل. 434
5. حکم به عدم تحریم مؤبّد در تزویج أمه (کنیز) 437
ب) حکم تزویج زانیۀ غیر ذات البعل به شخص زانی یا غیر او. 438
1. استدلال به آیۀ شریفه و بیان شبهۀ عدم جواز تزویج زانیه. 441
2. اشکالات صاحب جواهر؟ره؟ در مورد استدلال به حرمت تزویج زانیه با تمسّک به آیۀ شریفه. 444
1-3. تذکر سه نکته راجع به دلالت روایت زراره 450
2-3. جمعبندی روایات (علاج تعارض) 451
3-3. نقد و بررسی کلام محقّق خوئی؟ره؟ و اشکال آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ به فرمایش ایشان 452
4-3. نظر نگارنده در مورد علاج تعارض روایات.. 453
5-3. نظر آیة اللّه شبیری زنجانی؟مد؟ در تزویج زانیۀ مشهوره 454
4. حکم استبراء زانیه در موارد جواز نکاح. 457
ج) اصرار زن به زنا و عدم تحریم بر شوهر. 460
1. استدلال قائلین به حرمت.. 460
3. استدلال قائلین به عدم تحریم مؤبّد 463
4. نقد آیة اللّه العظمی شبیری زنجانی؟مد؟ بر فرمایش محقّق خویی؟ره؟ 466
6. استدلال مشهور بر عدم وجوب طلاق. 468
7. نظر صاحب مستمسک در این مسأله. 470
د) حکم زنا کردن با زن شوهردار. 471
1. أدلّۀ قائلین به تحریم مؤبّد در زنا با ذات البعل. 473
2. کلام محقّق کرکی؟ره؟ (محقّق ثانی) در جامع المقاصد 476
3. تتبّع اقوال فقهاء در مسأله زنا با ذات البعل و معتدّۀ رجعیّه. 477
هـ) حکم زنا کردن با مُعتدّۀ رجعیّه. 478
1. معتدّۀ رجعیّه آیا زوجه است یا در حکم زوجه؟ 479
2. توقّف ملکیّت در باب «صَرف و سَلَم» بر قبض مشتری.. 480
3. توقّف ملکیّت مشتری بر انقضاء خیار. 481
-
مقدمه:
مقدمه
الف) تبیین موضوع
یکی از مهمترین نمودهای فقه اجتماعی اسلام و قرآن مباحثی است که در قالب «کتاب النّکاح» به آنها پرداخته میشود. مسأله نکاح که خود یکی از دستورات و برنامههای اساسی دین حیاتبخش اسلام میباشد شامل فروع فراوانی است، طبعاً در این حوزۀ مهمّ فقهی أبواب و فروع فراوانی مطرح است که از جملۀ آنها تزویج مُعتدّه (مُطلّقه و مُتوفّی عنها زوجُها) در أیّام عِدّه و آثار مترتّب بر آن است؛ و با توجّه به این که این نوع از خواستگاری و نکاح، آثار مُخَرّب و زیانبار فردی و اجتماعی فراوانی را به دنبال دارد و حتّی در مواردی موجب از هم پاشیدن نظام اجتماعی خانواده و اختلال در بنیان و اساس آن نیز خواهد شد؛ بنابراین این مسأله نیازمند بررسی و تحقیق ارزشمندی است که نتایج مثبت علمی و عملی و آثار مفیدی را به دنبال داشته باشد. اگرچه در اصل عدم جواز این نوع از نکاح میان فریقَین (فقهاء شیعه و أهل سنّت) اختلافی وجود ندارد و لکن با توجّه به این که این مسأله نیز مانند بسیاری از مسائل مهمّ فقهی شامل ظرائف، فروع و شقوق متعدّدی میباشد و در این فروع به طور طبیعی شاهد اختلاف آراء و أنظار در میان فقهاء فریقَین (امامیّه و عامّه) خواهیم بود؛ بنابراین ما در پرتو این تحقیق میکوشیم که حتّی الإمکان آراء مُتقن و مورد اعتمادی را که هیچ گونه منافاتی با موازین و احکام شرع مقدّس اسلام نداشته باشد تجمیع نموده و بدانها استناد بنماییم.
ب) ضرورت و اهمّیّت این تحقیق
بیتردید جامعۀ اسلامی زمانی میتواند به اهداف عالیه رسیده و در نتیجه منویّات اسلام ناب محمّدی؟ص؟ در آن جامعه تحقّق یابد که از مبتلا شدن به معاصی و گناهان _ مخصوصاً گناهانی که بر اساس و بنیان جامعه و نظام خانواده لطمه زده و موجب تخریب و از هم پاشیدن نظام خانوادگی میشود _ به دور باشد. بنابراین یکی از گناهانی که موجب ایجاد اختلال در نظام جامعه _ به ویژه خانواده _ میشود همین نکاح نامشروع است که البته «تزویج در دوران عدّه» تنها یکی از مصادیق آن میباشد. به جرأت میتوان گفت که در واقع تبعات منفی و مَضرّاتی که به سبب این نوع از نکاح متوجّه جامعۀ اسلامی میگردد بسیار فراوان است. از جمله این که باعث اختلاط میاه (آبها) شده و منجرّ به نامعلوم شدن أنساب میگردد و بالآخره از یک وَلَد مُشتبَه و نامشروع نه تنها انتظار انجام واجبات و ترک محرّمات نیست، بلکه ممکن است دست به جنایات بزرگی هم بزند و فاجعه، واقعه و حادثۀ غمانگیزی مانند صحنۀ عاشورا را به وجود آورد که در طول تاریخ باقی بماند و لکّۀ ننگ آن تا قیام قیامت از پیشانی او پاک نشود. چرا که نمونههای بارز آن را در طول تاریخ _ به ویژه در تاریخ شهادت أنبیاء الهی[1] و حضرات أئمّۀ معصومین؟عهم؟ _ شاهد بوده و هستیم؛ چرا که کسانی که در مقابل مولی الکونَین، سرور و سالار شهیدان، حضرت أبوعبداللّه الحسین؟ع؟ جبهه گرفته و در کربلا با آن حضرت جنگیدند، نوعاً حَسَب و نَسَب آنها مشکلدار بود و بالآخره نه تنها حلالزاده بودن آنان معلوم نبود بلکه بسیار مستبعد و شبیه به محال بود و در مواردی هم طبق فرمایش خود امام حسین؟ع؟ مسلّم و حتمی بود؛ چرا که فرمودند: «أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَّ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ! يَأْبَی اللَّهُ لَنَا ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَةَ اللِّئَامِ عَلَی مَصَارِعِ الْكِرَامِ. أَلَا وَ إِنِّي زَاحِفٌ بِهَذِهِ الْأُسْرَةِ مَعَ قِلَّةِ الْعَدَدِ وَ كَثْرَةِ الْعَدُوِّ وَ خَذْلَةِ النَّاصِرِ».[2] آگاه باشید که این ناپاکِ ناپاک زاده (عبیداللّه بن زیاد لعنة الله علیهما) مرا میان دو راه مخیّر کرده است: یا با شمشیر جنگیدن (و شربت گوارای شهادت نوشیدن) و یا تن به خواری و ذلّت دادن، و (چقدر) ذلّت و خواری از ما (اهل البیت؟عهم؟) به دور است!
به هر حال این نوع از نکاح، عواقب زیانبار فردی و اجتماعی فراوانی را به دنبال خواهد داشت که مهمترین آنها اختلاط میاه (آبها) و در نتیجه نامعلوم شدن أنساب است و قهراً جامعهای که کودکان مُشتبه و مجهول النَّسَب در آن رشد و نموّ نمایند نتیجهای جز ازدحام و شلوغی محاکم قضایی نداشته و بالاخره وضع اجتماعی مناسبی در آن جامعه حاکم نخواهد بود و در نهایت نمیتواند راه به جایی ببرد و در نتیجه از درک معارف و تعالیم حقیقی مکتب اسلام ناب نبوی؟ص؟ بینصیب مانده و از فیض سعادت دنیا و عُقبی محروم خواهد شد. بنابراین شارع مقدّس و معبود حکیم و بیهمتا نه تنها تزویج در ایّام عدّه را تجویز ننموده است، بلکه به خاطر حفظ أنساب و نظام جامعه، به شدّت با آن مخالفت نموده است. با توجّه به مطالب فوق و همچنین تأکید أکید اسلام عزیز بر نکاح مشروع و حلالزاده بودن اولاد، ضرورت و اهمّیّت این تحقیق به خوبی روشن میگردد؛ بنابراین حقیر مدّتها پیش از این در اندیشۀ تحقیق و پژوهش راجع به این موضوع مهمّ بودم و لکن به دلائل متعدّد، توفیق رفیق راه نمیشد تا این که چند سال قبل در یکی از سفرهای زمستانی که به پابوس عتبۀ مقدّسۀ سلطان سریر إرتضاء: حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا؟ع؟ مشرّف شده بودم _ در مسجد مُلّا حیدر؟ره؟ _ پای منبر خطیب عزیزی حضور یافتم و از قضا ایشان بحث تزویج در ایّام عدّه را در لابلای سخنان خود مطرح نمودند. مع الأسف ما نمونههایی از نکاح معتدّه را سراغ داریم که در جامعۀ ما واقع شده است، یکی از موارد تزویج در أیّام عدّه توسّط برخی از آشنایان به این حقیر گزارش شد و آن هم از این قرار بود که حدود سیزده سال پیش از این، همسر خانمی در یک سانحۀ هوایی از دنیا رفت و این خانم _ در اثر جهالت و به خاطر ندانستن مسأله و عدم آگاهی از مسائل فقهی _ قبل از مراسم چهلم همسرش حتّی بدون اطّلاع خانوادۀ شوهر سابق، با مرد دیگری ازدواج نمود و حال این که آیۀ[3] شریفۀ قرآن به صراحت دلالت میکند بر این که خانمهایی که شوهران آنها وفات مینمایند باید پس از فوت شوهران خود به مدّت چهار ماه و ده روز به انتظار بنشینند و پس از سپری شدن این مدّت میتوانند شوهر دیگری انتخاب نمایند. همچنین چند سال قبل در یکی از شهرستانها[4] _ که در یکی از مدارس علمیّۀ آن اشتغال به تدریس داشتم _ خانمی از حقیر راهنمایی خواسته و اظهار داشتند که بدون طلاق گرفتن از شوهر اول با زوج دیگری ازدواج نموده و صاحب دو فرزند شدهاند؛ بنابراین حقیر به بهانۀ این دو مورد، مناسب دیدم که موضوع این تحقیق و پژوهش را «خواستگاری و نکاح معتدّه از منظَر فریقَین و آثار مترتّب بر آن» قرار بدهم که البتّه در مباحث پایانی این پژوهش (بخش ضمیمه) حرمت تزویج ذات البعل (زن شوهردار) نیز مطرح گردیده است.
ج) فرضیۀ تحقیق
به دلالت آیۀ شریفۀ {وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفًا وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ}[5] خواستگاری از معتدّه بهصورت «تعریض» جایز بوده و لکن بهصورت صریح و شفاف، جایز نمیباشد و فقهاء نیز در کتب فقهی خود با استناد به همین آیۀ شریفه حکم به جوازِ «تعریض» و حرمتِ «تصریح» نمودهاند. بنابراین با توجّه به این که خواستگاری بهصورت «تصریح» جایز نمیباشد در صورتی که این نوع از خواستگاری در خارج محقّق شود و مرد أجنبی از «معتدّه» بهصورت «تصریح» خواستگاری نماید خوف این مفسده وجود دارد که چه بسا «معتدّه» فریفتۀ او شود و به جهت تعجیل در تزویج جدید و خوف از دست دادن این خواستگار، پیش از سپری شدن ایّام عدّه به دروغ ادّعای انقضاء عدّه بنماید. و حال این که در «تعریض» خوف این معنا وجود ندارد؛ چرا که تعریض یک کلام دو پهلو و مبهمی است که در آن هم احتمال ارادۀ تزویج وجود دارد و هم احتمال ارادۀ غیر نکاح؛ مثل این که خواستگار در مقام خواستگاری خطاب به «معتدّه» بگوید: «چه بسا افرادی که نسبت به تو میل و رغبت فراوان دارند، تو چقدر زیبا و ماهرخ هستی» و الفاظ و عباراتی از این قبیل. و امّا چنانچه این نوع از نکاح (تزویج در ایّام عدّه) در خارج تحقّق یابد در صورتی که از روی علم و آگاهی باشد منجرّ به تحریم مؤبّد میگردد. البته در صورتی هم که ناشی از جهل باشد با تحقّق دخول موجب تحریم مؤبّد میگردد.
د) اهداف و فوائد این تحقیق
با توجّه به این که «کتاب النّکاح» یکی از ابواب بسیار مهمّ و مبتلابه فقهی بوده و بخش قابل توجّهی از مباحث فقهی را به خود اختصاص داده است؛ به طوری که جامعۀ اسلامی برای مصونیّت از معاصی مربوط به امور جنسی و تحکیم نظام و بنیان خانواده و از همه مهمتر جهت جلوگیری از اختلاط میاه (آبها) و در نتیجه نامعلوم شدن انساب، چارهای جز پذیرفتن نکاح مشروع و احکام و آثار مربوط به آن ندارد؛ بنابراین در این نوشتار تصمیم بر این شد که یکی از فروع بسیار مهمّ و مبتلابه کتاب النّکاح یعنی مسأله «خواستگاری و نکاح معتدّه از منظَر فریقَین و آثار مترتّب بر آن» واکاوی شده و با دقّت نظر و بدون تعجیل، مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. بدین امید که برای عموم جامعۀ اسلامی به ویژه طُلّاب و دانشپژوهان عزیز مفید و مؤثّر واقع شود.
هـ) پرسشهای اصلی و فرعی
پرسش اصلی (عنوان پژوهش): «خواستگاری و تزویج معتدّه از منظَر فریقَین و آثار مترتّب بر آن»
1. معنا و مفهوم لغوی و اصطلاحی واژگان؛ «خِطبه، تصریح، تعریض، طلاق، عدّه و نکاح».
2. مشروعیّت عدّه در شرع مقدّس اسلام و حکمت آن.
3. مباحث مربوط به نفس خواستگاری در اسلام.
4. أقوال فریقَین (امامیّه و عامّه) در مسأله خواستگاری و تزویج معتدّه.
5. أدلّۀ قرآنی و روایی مسأله.
6. نقاط اشتراک و افتراق میان فریقَین.
7. آثار مُخرِّب و زیانبار نکاح معتدّه.
8. الحاق نکاح با ذات البعل به تزویج معتدّه.
9. و به طور کلّی فروع مرتبط با این مسأله.
و) پیشینۀ تحقیق
اگرچه این مسأله در طول بیش از چهارده قرن در کتب فقهی معتبر (امامیّه و عامّه) مطرح بوده و فقهاء عِظام در «کتاب النّکاح» بهصورت مفصّل راجع به آن بحث نموده و شقوق متعدّدی را برای آن بیان نمودهاند. شهید ثانی؟ره؟ (911_966هـ) که از مجتهدان بزرگ شیعه در قرن دهم بوده و حقّاً جزء فقهاء کمنظیر امامیّه میباشد در کتاب گرانسنگ «مسالک الأفهام» که شرح بر کتاب گرانسنگ «شرائع الإسلام» محقّق حلّی؟ره؟ است؛ بسیت صورت برای این نوع از نکاح تصویر نموده و احکام جمیع صُور را نیز بیان نموده است. و لکن تا کنون پژوهش مستقلّی _ که جامع أقوال فریقَین در این مسأله باشد _ راجع به این موضوع نگارش نیافته است؛ بنابراین ما در پرتو این تحقیق میکوشیم که این فرع مهمّ فقهی را در حدّ بضاعت ناچیز خود تحلیل نموده و آثار و تبعات مترتّب بر آن را مورد بررسی قرار بدهیم.
ز) کاربرد نتایج این تحقیق
بیتردید این تحقیق میتواند نتایج علمی و عملی مفیدی داشته باشد؛ امّا از نظر علمی میتواند فتح الباب بوده و زمینۀ تحقیق و پژوهش را برای طُلّاب علوم دینی و سایر دانشپژوهانی که مایل به تحقیق و تفحّص در این مقوله هستند فراهم نموده و راهگشا و راهنمای آنان باشد؛ و امّا از نظر عملی نیز _ که عمده هدف ما محسوب میشود _ میتواند بسیار مفید بوده و موجبات تنبّه و آگاهی افراد ناآگاه را فراهم آورد؛ چرا که بخشی از معاصی و مفاسد اخلاقی که در جامعۀ اسلامی به وقوع میپیوندد ناشی از جهل و ناآگاهی مکلّفین نسبت به مسائل شرعی میباشد و طبعاً وقتی که افراد جامعه از عواقب سوء و آثار مخرِّب و زیانبار این گونه معاصی آگاهی پیدا کنند قهراً این علم و آگاهی جنبۀ بازدارندگی داشته و تا حدّ زیادی میان آنان و معاصی حائل خواهد شد و در نتیجه جامعۀ اسلامی از لوث وجود این گونه مفاسد، مصون خواهد ماند.
ح) ابتکار و نوآوری (امتیازات این تحقیق)
با توجّه به این که مطالب موجود در این پژوهش در ابواب مختلف فقهی (طهارت، نکاح، طلاق، عِدَد، لعان، میراث، متاجر، صرف، سلم، و ...) بهصورت پراکنده بیان شده است. بنابراین یکی از امتیازات این تحقیق و پژوهش این است که نویسنده با تحمّل زحمات فراوان و با ذوق و سلیقۀ ویژهای این مطالب را تلفیق کرده و در یک جا گِرآوری و تجمیع نموده و نظم و انسجام خاصّی بدان بخشیده است، دومین امتیاز این تحقیق این است که تتبّع کاملی انجام داده و به خاطر اتقان و إحکام مطالب مورد بحث، اکثر منابعی (أعمّ از کتب امامیّه و عامّه) را که در دسترس بوده مورد استفاده قرار داده و از آنان بهرۀ کافی و وافی را برده است. بنابراین همان گونه که ملاحظه میفرمایید برای مطالب موجود در این پژوهش، منابع متعدّد و فراوانی در پاورقیها معرّفی شده است، یکی دیگر از امتیازات این تحقیق این است که مطالبی که در کتب فقهی بعضاً بهصورت مجمل بیان شده و یا در موارد لزوم، مثالی برای آن مطلب ذکر نشده است در این تحقیق بهصورت مبسوط با ذکر مثال یا امثلۀ مناسب بدان پرداخته شده است. و امّا چهارمین امتیاز این پژوهش این است که موضوع مورد بحث کاملاً جزئی بوده و نگارنده به طور متمرکز تنها به بررسی یکی از موانع تزویج پرداخته و نهایت سعی و توان خویش را _ در حدّ إستفراغ الوسع _ به کار گرفته است؛ چرا که حقیر سابقاً دو پژوهش علمی را در کتابخانۀ مدرسۀ مبارکۀ فیضیّه با موضوع «موانع عارضی نکاح» و «موارد حرمت نکاح»[6] ملاحظه نمودم که موانع عارضی نکاح را به طور کلّی (أعمّ از مانع العِدّة، رضاع، لِعان، زنا، کفر، مانع الجمع، مانع رقیّت، مانع إحرام، مانع مرض و زوجیّت) و بهصورت خلاصه مورد بحث و بررسی قرار دادهاند. و لکن تجربه نشان داده است که در عرصۀ تحقیق، موضوع و محور مورد بحث هر اندازه که جزئیتر باشد موفّقیّت محقّق نیز به همان میزان بیشتر بوده و در نتیجه میتواند دربارۀ آن موضوع، تحقیق جامع و کاملی به عمل آورد. بنابراین یکی دیگر از امتیازات این پژوهش، جزئی بودن موضوع آن است؛ و بالاخره پنجمین و مهمترین امتیاز این تحقیق این است که علاوه بر طرح دیدگاه (أقوال و أدلّۀ) فقهاء امامیّه، دیدگاه (أقوال و ادلّۀ) فقهاء أهل سنّت را نیز راجع به این فرع مهمّ و مبتلابه فقهی مطرح نموده و به بررسی و واکاوی آن پرداخته است.
خود نگارنده نیز در مقام نقد و نظر، در مواردی که نسبت به رأی و نظر علماء _ أعمّ از امامیّه و عامّه _ نقدی داشته و یا این که أحیاناً در مقام تأیید کلام ایشان بوده است _ علاوه بر مطرح نمودن نظر فقهاء _ نظر خویش را نیز با عنوان «نظر نگارنده» ذیل همان «مسأله مورد بحث»، مطرح نموده است. و به طور مسلّم در این نقد و نظرها هیچ گونه قصد تنقیص و جسارتی وجود ندارد؛ چرا که نگارنده بر این عقیده است که یک محقّق نباید در مواجهه با آراء و أنظار دیگران تمام مطالب ایشان را به مانند عبد ذلیل، بیچون و چرا و به نحو تسلیم بپذیرد؛ بلکه باید روح تحلیلگری و نقّادی داشته و بتواند کلمات ایشان را در حدّ بضاعت خود تحلیل نموده و احتمالات مختلف در آن مسأله را بررسی کند و در نهایت _ به اقتضای روح طلبگی _ بتواند نظر خود را هم ارائه نماید؛ چرا که تسلیم محض بودن در مقابل آراء و أنظار دیگران، مانع پیشرفت و ترقّی بوده و موجب میشود که یک دانشپژوه، ضعیف و ناتوان بار بیاید و قدرت تحلیل مباحث علمی را نداشته باشد و قهراً این نوع از تحصیل و تحقیق با شیوۀ استنباط و اجتهاد _ که به طور مسلّم نیازمند قدرت تحلیل و نقد و نظر میباشد _ سازش ندارد و راه به جایی نمیبرد.
[1]. یکی از این موارد، به شهادت رسیدن حضرت یحیی؟ع؟ به دستور حاکم جائر زمان آن حضرت؟ع؟ میباشد. طبق تصریح روایت کتاب حدیثی گرانسنگ «کامل الزّیارات» قاتلِ حضرت یحیی؟ع؟ و قاتلِ امام حسین؟ع؟ هر دو زنازاده بودهاند. قتل وی (حضرت یحیی؟ع؟) بدین سبب بود که در میان قوم بنی اسرائیل پادشاهی به نام «سردوس» از همسرش، دختری به غایت زیبا داشت. این زن که بسیار مُفْسِده و پلید بود، همواره میکوشید تا مانع ازدواج شوهرش با زنی دیگر شود، لذا از او میخواست که دختر خود را به نکاح خویش درآورد! پادشاه خدمت حضرت يحیی؟ع؟ رفت تا نظر شرع را در مورد ازدواج با دختر خود سؤال کند. (حضرت) يحیی؟ع؟ آن را جایز ندانست، همسر پادشاه که بدین علّت کینۀ يحیی؟ع؟ را به دل گرفته بود، شوهرش را به قتل حضرت يحیی؟ع؟ تحریک کرد. پادشاه نیز دستور داد تا سر (حضرت) يحیی؟ع؟ را از بدن جدا سازند.
بر اساس روایتی، پس از شهادت آن حضرت؟ع؟ خداوند فردی بیرحم را بر بنی اسرائیل مسلّط ساخت و او در «بَیْتُ الْمَقْدِس» هفتاد هزار نفر از بنی اسرائیل را کُشت. از «زید بن واقد» که سرپرست ساختمان و بنای جامع اموی در دورۀ ولید بود، نقل شده است که: من به هنگام کار در جامع اموی شکافی در دیوار يافتم و به ولید بن عبدالملک گزارش دادم. وی آمد و آن را بررسی کرد. در داخل آن شکاف، صندوقی بود، وقتی آن را گشودیم، در داخل سبدی سری بریده يافتیم. بر روی آن سبد نوشته شده بود: «هٰذٰا رَأٰسُ يَحْيى بْنِ زَكَريّٰا؟عهما؟». ولید فرمان داد آن را بر جای خود گذاشته، ستونهایی بر آن قرار دادیم. از «ولید بن مسلم» نقل شده که آن سر را از زیر گوشهای از زوایای دیوار قبله به دست آوردیم که پوست و مو داشت و هنوز تغییر نیافته بود. گویند سر يحیی؟ع؟ در ابتدا از دمشق به «بعْلبک» منتقل شد و پس از آن به «حِمْص» و آنگاه در قلعۀ «حَلَبْ» قرار داده شد. هنگام تسلّط مغول بر حَلَبْ و قلعۀ آن، این سر به مکان جامع دمشق منتقل گردید. اکنون مَدْفن رأس يحْیی؟ع؟ در داخل شبستانِ جامع اموی و نیمۀ شرقی آن _ که پیشتر کلیسا بوده و بعد به مسجد اضافه شده _ قرار گرفته است. مقام به صورت مربّع با 22 ستون سنگی سفید ساخته شده که حدّ فاصل میان آنها پنجرههایی ضریح مانند قرار گرفته است. بر بالای این مقام، گنبدی کوچک میان دو ستون، که با رنگ سبز تزیین شده، استقرار يافته است. داخل مقام، سنگ قبر بزرگی است که با پارچهای سبز رنگ پوشانیده شده و فاصلۀ مقام تا دیوار قبله، حدود ده متر است. بنگرید: جعفر بن محمّد بن قولویه؟ره؟؛ کامل الزّیارات؛ الباب 28، ص200_202، ح21. مجلسي؛ بحار الأنوار؛ ج45: الباب 40، ص213، ح31. البحرانی؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ ج5: ص16، ح9707. اصغر قائدان؛ اماکن زیارتی سیاحتی سوریه؛ ص69_70.
[2]. ر.ک: رضي الدّین علیّ بن موسی بن جعفر بن محمّد بن الطّاوس؛ الملهوف (الملهوف) علی قتلی الطّفوف؛ ص122. حسین عندلیب همدانی؛ ثار اللّه (خون حسین در رگهای إسلام)؛ ص52. السّیّد عبد الرّزّاق الموسوی المقرِّم الزّنجاني؛ مقتل الحسین؟ع؟؛ ص234. نجم الدّین جعفر بن نجیب الدّین محمّد إبن نما الحلّیّ؛ مثیر الأحزان و منُیر سُبُل الأشجان فی أحوال الأئمّة الإثنی عشر؟عهم؟؛ ص55. مجلسي؛ بحار الأنوار؛ ج45، ص9. السّیّد محسن الأمین العاملی؛ لواعج الأشجان فی مقتل الحسین؟ع؟؛ ص131. عبّاس بن محمّدرضا القمی؛ نَفَسُ المهموم فی مصیبة سیّدنا الحسین المظلوم؟ع؟؛ ص247. السّیّد رضي بن نبي القزویني؛ تظلُّمُ الزّهراء؟عها؟ مِن إهراق دماءِ آلِ العباء؟عهم؟؛ ص183. مرکز تحقیقاتی باقر العلوم؟ع؟؛ موسوعة کلمات الإمام الحسین؟ع؟؛ ص423. أبومنصور أحمد بن علیّ بن أبي طالب الطّبرسی؛ الإحتجاج علی أهل اللّجاج؛ ج2، ص300. السّیّد إبراهیم الحسیني المرتضوي المیانجي؛ العیون العَبری فی مقتل سیّد الشّهداء؟ع؟؛ ص100؛ با اختلافهایی در نقل.
[3]. بقره: 234.
[4]. در اینجا به خاطر حفظ حرمت مردم آن شهر از ذکر نام آن خودداری مینمایم.
[5]. بقره: 235.
[6]. نویسندگان این دو رساله آقایان یعقوبعلی اسفندیاری و حمزه اسفندیاری بیات (حفظهما الله) هستند و این دو رساله در کتابخانۀ مدرسۀ مبارکۀ فیضیّه به شمارۀ: 33/3/8 و 2/3/10 موجود میباشد.