-
معرفی اثر:
احادیث معصومان مهمترین رکن بنیادین در نظام معرفتی و استنباطی فقه شیعه بهشمار میآیند. مجموعۀ گرانسنگ معارف، احکام و معانی دینی که امروز در دسترس ما قرار دارد، ثمرۀ تلاش خستگیناپذیر محدّثان بزرگ و اهتمام بیوقفه آنان به جمعآوری و ضبط میراث روایی اهلبیت است. این میراث، سنگبنای درک دقیق شریعت و استنباط احکام شرعی است.
یکی از مسائل دقیق، دیرپا و اثرگذار در عرصۀ فهم حدیث و وثوق به متون روایی، مسئلۀ نقل بهمعنا است. این پدیده، که عبارت است از نقل محتوای حدیث بدون التزام به عین الفاظ صادرشده از معصوم، با وجود مشروعیت مورد بحث آن در میان عالمان، همواره سایهای از تردید را بر میزان وثوق به الفاظ منقول از معصوم گسترانده است. اهمیت این مسئله، صرفاً در حوزۀ وثاقت و حجّیت متن حدیث خلاصه نمیشود، بلکه در عرصههای متعددی همچون اصول فقه، علم رجال و درایه نیز تأثیرات عمیق و بنیادینی دارد.
اثر پیش رو، با اتخاذ رویکردی علمی و تحلیلی ـ انتقادی، تلاش نموده تا چند محور اساسی را واکاوی کند: نخست، بررسی مشروعیت نقل بهمعنا بر اساس ادلّۀ شرعی و کلامی. دوم، تحقیق در میزان وقوع واقعی آن در میراث حدیثی شیعه و احصاء نمونههای مستند. سوم و مهمتر، تبیین تأثیر این پدیده بر فرآیند استنباط احکام و فهم متون دینی از رهگذر تحلیلهای روشمند. امتیاز برجسته این پژوهش، جامعنگری آن نسبت به پیشینۀ این بحث در میان دانشمندان شیعه و اهل سنت است؛ بهگونهای که ضمن مرور آراء اندیشمندانی چون شیخ طوسی، محقق و علامه حلی، شهید ثانی و دیگر بزرگان، جایگاه تاریخی و تطور این مسئله را روشن میسازد. افزون بر آن، نویسنده با رویکردی نو، سعی در ارائۀ روش صحیح مواجهۀ با احادیث را در پرتو احتمال وقوع نقل بهمعنا دارد.
معاونت پژوهش مجتمع آموزشی و پژوهشی ائمه اطهار، ضمن تقدیر از تلاشهای علمی نویسنده محترم، انتشار این اثر را گامی ارزشمند در مسیر تعمیق روششناسی فهم حدیث و ارتقای مباحث میانرشتهای فقه و حدیث میداند و امید دارد که این تحقیق، راهگشای پژوهشهای آتی در عرصۀ شناخت دقیقتر نصوص دینی و پالایش مبانی استنباط احکام شرعی باشد. در پایان، از همۀ پژوهشگران و محققان فرهیخته دعوت میشود تا با نقد و بررسی علمی این اثر، بر غنای مباحث آن بیفزایند و مسیر تعالی پژوهشهای حدیثی و اصولی را هموارتر سازند.
اکنون که به یاری خدای متعال، اثر حاضر آماده عرضه به اندیشهورزان و پژوهشگران شده، لازم میدانیم ضمن دعای خاضعانه برای تعجیل در فرج منجی عالم بشریت، حضرت صاحب الزمان، مهدی موعود، سپاس و ستایش به درگاه ایزد منّان و آرزوی علوّ درجات برای مؤسّس معظّم مرکز فقهی، مرجع عالیقدر حضرت آیتاللّٰه العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی، از حمایتهای رئیس مکرّم حضرت آیتاللّٰه حاج شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی و تمامی عزیزانی که در به ثمررسیدن این اثر، معاونت پژوهش را یاری رساندند، بهویژه مدیر محترم مرکز حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا فاضل کاشانی و محقّق ارجمند حجتالاسلام مرتضی رادمهر تقدیر و تشکّر نماییم؛ امید آنکه تلاشهای علمی صورتگرفته، مورد رضایت امام عصر قرار گیرد.
معاون پژوهشی
مجتمع آموزشی ـ پژوهشی ائمّۀ اطهار
محمّدعلی قاسمی -
فهرست مطالب:
فهرست مطالب
پيشدرآمد.................................................................... 5
مقدّمه علمی................................................................ 13
فصل اوّل: مفاهیم و کلّیات................................................ 17
1. 1. گفتار اوّل: مفاهیم................................................... 17
1. 1. 1. مفهوم لفظ و معنا............................................. 17
1. 1. 2. دلالت و ظهور............................................... 19
1. 1. 3. ترادف........................................................ 20
1. 1. 4. ترجمه......................................................... 23
1. 1. 5. اصطلاح نقل بهمعنا.......................................... 25
1. 2. گفتار دوم: کلیات.................................................... 27
1. 2. 1. انواع دلالت................................................... 27
1. 2. 2. وجود زبان معیار در زمان صدور روایات................. 30
فصل دوم: مشروعیت نقل بهمعنا در احادیث............................ 33
مقدمه....................................................................... 33
2. 1. گفتار اوّل: اقوال عالمان............................................ 35
2. 1. 1. مشروعیت نقل بهمعنا در نگاه عالمان شیعه و سنی........ 35
2. 1. 2. شرایطی که برخی عالمان برای مشروعیت نقل بهمعنا بیان کردهاند 37
2. 2. گفتار دوم: ادله عقلی مشروعیت نقل بهمعنا........................ 41
2. 2. 1. عدم قدرت بر نقل عین الفاظ................................. 41
2. 2. 2. تفاوت گویشها در شهرکهای اردوگاهی.................. 42
2. 2. 3. حقیقت لفظ.................................................... 44
2. 3. گفتار سوم: ادله نقلی مشروعیت نقل بهمعنا........................ 46
2. 3. 1. قرآن.......................................................... 46
2. 3. 2. روایات........................................................ 48
2. 3. 3. قاعده لا حرج................................................. 58
2. 3. 4. سیره عقلاء................................................... 59
2. 3. 5. ارتکاز و سیره متشرعه..................................... 61
2. 3. 6. اجماع......................................................... 63
2. 4. گفتار چهارم: ادله عدم مشروعیت نقل بهمعنا...................... 65
2. 4. 1. روايات........................................................ 65
2. 4. 2. عدم تحقق شرط جواز........................................ 77
2. 4. 2. 1. نقد قرینه اول........................................... 79
2. 4. 2. 2. نقد قرینه دوم........................................... 85
2. 4. 3. استلزام تقلید مجتهد از مجتهدی دیگر....................... 86
2. 4. 4. توقیفی بودن شریعت........................................ 87
2. 5. گفتار پنجم: مشروعیت نقل بهمعنا در نقل روایات خاص.......... 89
2. 5. 1. مشروعیت در نقل ادعیه، زیارات و روایات عقود و ایقاعات 89
2. 5. 2. مشروعیت نقل بهمعنا در نقل روایات کتاب(مُصنَّف)...... 91
2. 6. گفتار ششم: مقتضای اصل عملی در مشروعیت نقل بهمعنا....... 95
جمعبندی فصل دوم........................................................ 96
فصل سوم: وقوع نقل به معنا در احادیث شیعه......................... 99
مقدمه....................................................................... 99
3. 1. گفتار اول: چگونگی بیان، ثبت و انتقال احادیث شیعه............. 99
3. 1. 1. چگونگی بیان احادیث توسط معصومان.................. 99
3. 1. 2. چگونگی ثبت احادیث توسط راویان....................... 101
3. 1. 3. چگونگی انتقال احادیث توسط راویان..................... 107
3. 2. گفتار دوم: نمونههایی از روایات نقل بهمعنا شده در منابع شیعی؛ 108
3. 2. 1. نمونههایی از احادیث نقل به معنا شده به عقیده برخی عالمان 109
3. 2. 2. نمونههایی از احادیث نقل به معنا شده..................... 111
3. 2. 3. عوامل وقوع نقل بهمعنا.................................... 120
3. 3. گفتار سوم: شیوع نقل بهمعنا در احادیث شیعه................... 121
3. 3. 1. قائلان به شیوع نقل بهمعنا................................. 121
3. 3. 2. شواهد شیوع نقل بهمعنا.................................... 122
3. 4. گفتار چهارم: مقتضای اصل عملی در مسئله..................... 126
جمعبندی فصل سوم...................................................... 127
فصل چهارم: آثار نقل بهمعنا بر استنباط.............................. 129
مقدمه..................................................................... 129
4. 1. گفتار اوّل: تأثیر بر علم اصول فقه................................ 130
4. 1. 1. بحث استصحاب............................................ 130
4. 1. 1. 1. حجّیت الفاظ روایات استصحاب...................... 130
4. 1. 1. 2. تشخیص استصحاب تعلیقی........................... 131
4. 1. 1. 3. تشخیص استصحاب موضوع اتصافی و مرکّب..... 131
4. 1. 1. 4. شناخت معروض مستصحب بنا بر مبنای «لسان دلیل» 132
4. 1. 2. بحث علاج تعارض ادله................................... 133
4. 1. 2. 1. تعارض أظهر و ظاهر................................ 133
4. 1. 2. 1. 1. تعارض منطوق و مفهوم........................ 135
4. 1. 2. 1. 2. تعارض عام و مطلق............................ 136
4. 1. 2. 2. تعارض استصحابین.................................. 137
4. 1. 2. 3. تعارض روایت منقول بهلفظ و روایت منقول بهمعنا 139
4. 1. 2. 4. تعارض دو روایتی که راوی یکی أفقه است......... 140
4. 1. 3. بحث تبعیت مدلول التزامیاز مطابقی..................... 142
4. 1. 4. بحث لسان آبی از تخصیص............................... 143
4. 2. گفتار دوم: تأثیر بر برخی علوم دیگر............................ 144
4. 2. 1. علم رجال................................................... 144
4. 2. 2. علم درایه................................................... 146
4. 2. 2. 1. بحث اضطراب در متن حدیث........................ 146
4. 2. 2. 2. بحث اختلاف و تعارض بین احادیث................. 147
جمعبندی فصل چهارم................................................... 148
نتیجهگیری نهایی......................................................... 149
کتابنامه................................................................. 153
-
مقدمه:
از مهمترین منابع شیعیان در استنباطِ نظر شارع، احادیث معصومان:اند که در کتب مختلف حدیثی و جوامع گوناگون، توسط محدّثان گردآوری شدهاند. این احادیث در امر استنباط نقش بهسزایی دارند و فهم نادرست از آنها
قطعابهیقین حکم استنباط شده را تحت تأثیر قرار میدهد.از طرفی برخی عالمان گاهی در مقام استنباط، به الفاظ مذکور در روایت توجه میکنند و بر اساس اینکه اینلفظ با این هیئت آمد و لفظی دیگر نیامد، حکم صادر میکنند. به عبارت دیگر بر روی یکایک الفاظ دقت ویژه میکنند و حتی نصوصیت و ظهور را بر اساس آن به معصوم7 نسبت میدهند.
اما روایات مثل قرآن نیستند، زیرا صدور عین الفاظ آنها از شارع یقینی نیست و این احتمال وجود دارد که روایات موجود عین الفاظی نباشند که معصوم7 بیان نمود. راوی ثقه ممکن است کلام حضرت را نقل بهمعنا کرده باشد. اتفاقاً احادیثی بر جواز این عمل وارد شده است که احتمال وقوع این امر را تقویت میکند. از طرفی چهبسا در مقام استنباط بر لفظی خاص در روایت استدلال شود که در صورت نقل بهمعنا شدن آن روایت این استدلال مخدوش گردد. در نتیجه نقل بهمعنا شدن یک روایت بر امر استنباط تأثیرگذار است. در نهایت این سؤال مطرح میشود که مقوله نقل بهمعنا در احادیث چگونه است و چه تأثیری بر امر استنباط میگذارد.
برای حل این مسئله ابتدا باید مشروعیت نقل بهمعنا در احادیث و شرایط و توضیحات آن بر اساس ادله شرعی بررسی شود. سپس لازم است موارد وقوع نقل بهمعنا در احادیث رصد گردد تا میزان احتمال عقلایی اینکه یک روایت نقل بهمعنا شده باشد روشن شود. در نهایت نیز باید تأثیر وقوع نقل بهمعنا بر امر استنباط واکاوی شود، چرا که از ثمرات بسیار مهمِ مشروعیت و وقوع نقل بهمعنا در احادیث است.
در بحث نقل حدیث مباحث مختلف دیگری نیز قابل طرح است، مثل نقل بهمضمون، ترجمه و تقطیع حدیث. ولی هیچیک از اینها در کتاب حاضر بررسی نمیشوند. تمرکز این کتاب بر مبحث نقل بهمعنا است و مراد از آن نیز کمی دیگر در فصل اول کتاب بیان خواهد شد.
در میان عالمان شیعه اوّلینبار شیخ طوسی در بحث تعارض ادله به مسئله نقل بهمعنا اشاره کرد.[1] بعد از آن محقق حلی به این مسئله پرداخت[2] و علامه حلی نیز به این مسئله ورود کرد.[3] سپس عالمانی همچون شهید ثانی،[4] علامه مجلسی،[5] حسین بن عبد الصمد عاملی (پدر شیخ بهایی)،[6] میرزای قمی،[7] عبد اللّه مامقانی[8] و سید محمد کوهکمری[9] در این رابطه بهشکل مبسوطتر بحث نمودند. عالمان اهل سنت نیز به این مسئله پرداختند. بهنظر میرسد که قدیمیترین نگارشهای اهل سنت در این زمینه مربوط به ماوردی(متوفی 450ق) است.[10] از حیث کمیّت هم عالمانی مثل خطیب بغدادی بهطور مفصل در مورد نقل بهمعنا بحث کردند.[11]
فایده کتاب حاضر نسبت به نگارشهای متعددی که در زمینه نقل بهمعنا صورت گرفته است، ضمن بررسی مستوفای مشروعیت نقل بهمعنا در احادیث، در این است که میزان وقوع نقل بهمعنا در احادیث شیعه واکاوی میشود و تعداد قابل توجه از روایات نقل بهمعنا شده همراه با بیان تغییرات احصاء میگردد. افزون بر آن، تأثیرات وقوع نقل بهمعنا بر علومی مثل اصول فقه و رجال و درایه بیان میشود. این در حالی است که پیشتر به این امور اصلاً پرداخته نشده یا به بیان اجمالی بسنده شده است.
اوّلویت و ضرورت این بحث به این دلیل است که اگر وقوع نقل بهمعنا و تأثیر آن بر امر استنباط اثبات شود، استنباط حکم شرعی در برخی موارد تحت الشعاع قرار میگیرد. به عبارت دیگر حل مسئله نقل بهمعنا بیانگر مرز بین حق و باطل در فهم متون دینی خواهد بود و رویکرد فعلی
مانسبت به احادیث در برخی علوم اسلامی را مورد نقد قرار خواهد داد. هدف از این تحقیق نیز بیان زوایای مختلف نقل بهمعنا بهشکل مستوفا با عنایت به تأثیر آن بر امر استنباط و در نهایت انتخاب روشی صحیح در مواجهه با احادیث معصومان: است تا در مسیر فهم این دسته از متون دینی خطایی صورت نگیرد.در پایان این مقدمه و پیش از ورود به فصلهای کتاب، بر خود وظیفه میدانم مراتب سپاس و قدردانی خویش را تقدیم دارم به مرکز فقهی ائمه اطهار: که به همّت مرجع بزرگوار، مرحوم آیتاللّٰه العظمی فاضل لنکرانی1 تأسیس شد و اینک به دست فرزند خلف صالح ایشان، حضرت آیتاللّٰه حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانیa، استمرار برکات یافته است. از این نهاد علمیِ وزین، که با فراهم آوردن امکانات لازم، زمینۀ تکمیل و انتشار این اثر را مهیا ساخت، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین لازم میدانم از جناب حجتالاسلام و المسلمین محمدرضا فاضل کاشانی، مدیر محترم مرکز، و نیز جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدعلی قاسمی، معاون پژوهشی مرکز فقهی ائمه اطهار:، صادقانه تشکر نمایم.
در پایان، این اثر ناچیز را با همۀ کاستیهایش، با عشق و خضوع، تقدیم میکنم به پیشگاه نورانی حضرت ولیّ عصرQ؛باشد که مقبول درگاهش افتد.
[1]. «إذا كان أحد الراویین یروی الخبر بلفظه و الآخر بمعناه ینظر فی حال الّذی یرویه بالمعنى، فإن كان ضابطاً عارفاً بذلك فلا ترجیح لأحدهما على الآخر، لأنه قد أبیح له الروایة بالمعنى و اللفظ معا فأیهما كان أسهل علیه رواه. و إن كان الّذی یروی الخبر بالمعنى لا یكون ضابطاً للمعنى، أو یجوز أن یكون غالطاً فیه، ینبغی أن یؤخذ بخبر من رواه اللفظ»(العدة فی الأصول: ج 1 ص 152).
[2]. «المسألة الرابعة: یجوز روایة الخبر بالمعنى، بشرط أن لا تكون العبارة الثانیة قاصرة عن معنى الأصل، بل ناهضة بجمیع فوائدها»(معارج الأصول: ص 220).
[3]. «و الأقرب: عدم اشتراط نقل اللفظ، مع الإتیان بالمعنى كُمّلاً، لأنّ الصحابة لم ینقلوا الألفاظ كما هی، لأنهم لم یكتبوها، و لا كرروا علیها مع تطاوّل الأزمنة»(مبادی الوصول إلى علم الأصول: ص 210.
[4]. ر.ک: الرعایة فی علم الدرایة: ص 310 - 321.
[5]. ر.ک: بحار الانوار: ج 2 ص 163 - 165.
[6]. ر.ک: وصول الاخیار الی اصول الاخبار: ص 152 - 158.
[7]. ر.ک: القوانین المحکمة فی الأصول: ج 2 ص 522 - 528.
[8] . ر.ک: مقباس الهدایة، ج2، ص278 - 298.
[9] . ر.ک: کتاب البیع: ص 453 - 455.
[10] . ر.ک: الحاوی الکبیر: ج 16 ص 95 - 98.
[11]. ر.ک: الکفایة فی علم الروایة: ص 167 - 211.