حنابله و وهابیت؛ گسستها و پیوندها
-
معرفی اثر:
سرشناسه: مهدوی، سید جابر، 1369
عنوان و نام پدیدآور: حنابله و وهابیت؛ گسستها و پیوندها / سید جابر مهدوی
مشخصات نشر: قم: مرکز فقهی ائمه اطهار(، 1402ش
مشخصات ظاهری: 298ص
وضعیت فهرستنویسی: فپپا
موضوع: وهابیه عقاید / Wahhabiyah - Doctrines
وهابیه ردیهها / Wahhabiyah - Controversial literature
حنبلیه عقاید / Hanbalites - Doctrines
ردهبندی کنگره: 6 / 207 BP
ردهبندی دیویی: 416 / 297
شماره کتابشناسی ملی: 9343337
ناشر: مرکز فقهی ائمه اطهار(
شمارگان: 200 نسخه
صفحهآرا: محسن شریفی
قیمت: 250000 تومان
طراح جلد: حمیدرضا پورحسین
-
فهرست مطالب:
1. وهابیت و نفی مجاز
2. حنابله و جواز مجاز
1. مفهومشناسی تأویل نزد حنابله
2. پذیرش اصل تأویل و نمونههایی از آن نزد حنابله
3. وهابیت و نفی تأویل
1. بیان مذهب صحیح حنابله در عقیده و فقه که مذهب جمهور اهلسنت و جماعت است.
2. بیان تفاوتهایی میان حنابله و وهابیت.
بخش اول
مباحث مقدماتی پژوهش
فصل اول: آشنایی با مذهب حنبلی
مبحث اول: شناخت اجمالی
-
مقدمه:
پس از مدت کوتاهی از رحلت رسول خدا( مسلمانان به تفسیر کلام وحی و تبیین احادیث نبوی نیاز مبرم یافتند و از سویی ظهور مسائل نوپدید و مستحدثه باعث پیدایش اختلافنظر در فهم نصوص دینی میان صحابه و تابعین شد. این اختلافات باعث ایجاد مدارس و مذاهب گوناگون شد که مشهورترین آنها در سه قرن ابتدایی اسلام، امامیه، حنفیه، مالکیه، شافعیه و حنبلیه بود.
مذهب حنبلی آخرین مذهب میان مذاهب اهلسنت بود که احمد بن حنبل را امام خویش میدانستند. او نخست کوشید مانند استادش محمد بن ادریس شافعی، با الگوگیری از دو مذهب حنفی و مالکی، راه میانهای را برگزیند؛ اما در ادامه، مذهب چهارمی را با گرایش نقلگرایانه پایهگذاری کرد.
نیمرود هورویتز در کتاب احمد بن حنبل و تشکل المذهب الحنبلی پس از تأکید بر اینکه مذهب حنبلی صرفاً یک مذهب فقهی نیست؛ بلکه یک مذهب فقهی، اخلاقی و کلامی است، میگوید: «برایناساس عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی و فکری در پیدایش این مذهب نقش داشتهاند».
او سپس به بیان عوامل پرداخته و به مواردی مانند «انس و همراهی دستۀ اول از شاگردان و دوستان با احمد»، «شاگردان بارز»، «طالبان علمی که صرفاً برای استفاده از مطالب احمد در کلاس درس او حاضر میشدند و هیچ انتسابی به مذهب او نداشتند»، «قاضیان حنبلی که بر خلاف نگاه احمد بن حنبل مبنی بر کنارهگیری از مناصب و مسئولیتهای دولتی و حکومتی به این شغل پرداخته و مذهب او را در این مسیر به جامعه انتقال میدادند» و «گرایش بعضی از بزرگان صوفی به شخص احمد بن حنبل»، اشاره میکند.
مبحث دوم: پایهگذار مذهب حنبلی
احمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن اسد بن ادریس بن عبدالله
بنا بر قول مشهور در سال 164 قمری در شهر بغداد دیده به جهان گشود. او در آن زمان که بغداد محل تحصیل دانشمندان بزرگ بود و به شهر علم شهرت یافته بود، مراحل ابتدایی تحصیل خود را در آن شهر آغاز کرد و آنگونه که بعضی نقل کردهاند، از همان دوران نوجوانی، نشانههای ذکاوت و استقامتش در علم و تقوای او در دین بر سر زبانها افتاد و توجه عالمان عصر خویش را به خود جلب کرد؛ چنانکه هیثم بن جمیل در حق او گفت: «این جوان اگر به زندگیاش ادامه دهد، بهزودی حجت بر اهل زمانش میشود».
او با حضور در مدارس اثرگرایان، رأیگرایان و با سفرهای متعدد علمی به شهرهایی مانند مکه، مدینه، یمن، بصره، کوفه، شام و الجزیره، با هردو گرایش آشنا شد
و درنهایت با انتخاب روش اهل حدیث به کار خود ادامه داد. او پس از تلاش فراوان در طلب حدیث، بر اساس آنچه در مورد او نقل شده است، در آن علم به مرتبۀ امامت رسید.
احمد در فقه و حدیث استادان بسیار داشت؛ چنانکه ابنجوزی صد نفر از استادان او را برشمرده است.
او در بغداد در مجلس درس قاضی ابویوسف حضور مییافت. گرچه درس او در احمد تأثیر عمیقی نداشت؛ اما از تعلیم هشیم بن بشیر، یکی از شاگردان ابراهیم نخعی، طی سالهای 179 تا 183 قمری بهره برد. پس از آن استاد اصلی او، سفیان بن عیینه برجستهترین دانشمند مکتب حجاز بود. در میان استادان مهم دیگر احمد ابن حنبل باید از عبدالرحمان بن مهدی بصری و واقع بن جراح کوفی نام برد؛ ولی چنانکه ابنتیمیه اشاره کرده است، اساس تعلیم و تربیت فقهی او از مکتب حدیث و از حجاز بوده است. بنابراین نباید او را فقط شاگرد شافعی بدانیم.
فضای سیاسی دوران زندگی احمد بن حنبل با افول بنیامیه و قدرت یافتن حکومت عباسیان همراه بود. او در این دوران با هشت نفر از مشهورترین خلفای عباسی همعصر بود.
احمد پیوسته از امور سیاسی و حکومتی پرهیز میکرد و گوشهنشینی را بر شهرت ترجیح میداد. اما آنچه بیش از هرچیز نام احمد بن حنبل را بر سر زبانها انداخت، جریان محنت خلق قرآن بود که با وجود شکنجههای فراوان و ماهها زندان و درحالیکه بسیاری از عالمان همعصرش به زور حاکم وقت عباسی، کوتاه آمده بودند، از عقیدۀ خود دست برنداشت. در این دوران که مأمون در سالهای پایانی خلافت خود زیر نفوذ بشر مریسی مسیر اعتزال را در پیش گرفت و رسماً به حمایت از عقاید معتزله برخاست، احمد بن حنبل از پذیرفتن اعتقاد به مخلوق بودن قرآن که آن را مخالف سنت میدانست، به سختی خودداری کرد و با برخورد شدید خلیفۀ عباسی روبهرو شد.
احمد بن حنبل در ربیعالاول سال 241 قمری پس از یک دوره بیماری کوتاه درگذشت و در قبرستان مقابرالشهدا، نزدیک دروازۀ حرب به خاک سپرده شد.
مبحث سوم: آثار مهم حنابله
مهمترین اثر احمد بن حنبل کتاب مسند اوست که مشتمل بر 31هزار حدیث و اثر است. حافظ ابوموسی مدینی دربارۀ مسند او میگوید: «این کتاب اصلی است بزرگ و مرجع مورد وثوق برای اصحاب حدیث که از میان احادیث زیاد و مسموعات فراوان، گرد آورده و آن را امام و معتمد قرار داده و در نزاعها ملجأ و پناهگاه است».
در موضوع فقه حنبلی میتوان به المغنی و المقنع فی فقه امام السنة ابنقدامه مقدسی، العدة فی شرح العمدة عبدالرحمان بن ابراهیم مقدسی، کشاف القناع عن متن الأقناع ابنمنصور بهوتی و کتابهای دیگر حنبلیان نام برد.
میان کتب اصولی حنابله نیز میتوان به العدة فی اصول الفقه قاضی ابویعلی، الواضح فی اصول الفقه ابنعقیل، روضة الناظر و جنة المناظر ابنقدامة مقدسی، اصول الفقه ابنمفلح، المختصر فی اصول الفقه ابناللحام، شرح الکوکب المنیر ابننجار و کتابهای دیگر اشاره کرد.
مبحث چهارم: احمد بن حنبل و اصحاب حدیث
پس از شافعی، احمد بن حنبل مسیر او را پیمود
و او نیز پذیرفته بود که تمسک به احادیث مرفوع بهتر از آثار صحابه است؛ ولی هیچگاه از سنت خلفا دست نکشیدند و اینچنین در یک چرخش تاریخی، اصحاب اثر به اصحاب حدیث تبدیل شدند. او تعظیم اصحاب حدیث را تعظیم پیامبر( میدانست و مخالفان اصحاب حدیث را زندیق میخواند. ابنجوزی میگوید: «احمد بن حنبل چنان به سنت پایبند بود و از بدعت دوری میکرد که دربارۀ گروهی از نیکان که گاه سخنی مخالف سنت به زبان آورده بودند، نظر بدبینانه داشت.
با اصرار بیش از حد احمد بر پیروی از حدیث، احادیث مرفوع جای خود را به آثار صحابه داد. تا پیش از اینکه احمد بن حنبل در محافل اصحاب حدیث مطرح شود، اقوال پراکندهای از اصحاب اثر و حدیث در باب عقاید در کتابهای اهل حدیث یافت میشد؛ اما ظهور احمد و نگارش اعتقادنامه سبب شد اصحاب حدیث تحت عنوان «اهل السنة والجماعة»، عقاید مشترکی را دنبال کنند.
پس از احمد بن حنبل، اصحاب حدیث بهویژه حنابله به شرح اصول اعتقادی احمد بن حنبل پرداختند و کتابهای پرشماری در این زمینه نوشتند و از آنها به عقاید اهلسنت و جماعت یاد کردند. همۀ این کتابها با رویکرد حدیثی نوشته شد و ذیل هر بحثی به روایات مورد قبول اصحاب حدیث و آثار صحابه و تابعین توجه خاص شد که در این زمینه میتوان به کتاب الجامع مراجعه کرد که مشتمل بر شصت عقیدهنامه است.
تأثیر دیگری که احمد بر اصحاب حدیث گذاشت، در زمینۀ فقه بود که موجب نظاممندی اصحاب حدیث در فقه نیز شد. او با توجه به سفرهای خود در عراق، حجاز، یمن و حتی شام و سرزمینهای جزیره و با درک محفل مشایخ پرشمار، انبوهی از احادیث و آثار فقهی را در ذهن خود ثبت داشت و این گستردگی در روایات خود سبب شد احمد در منابع نقلی فقه، محدودیتی را که فقیهان نسلهای پیشین دچار آن بودند، احساس نکند.
برخوردار بودن او از چنین پشتوانۀ نقلی و گریز از کاربرد گستردۀ رأی که پس از شافعی و در روزگار احمد به شعار اصحاب حدیث تبدیل شده بود، در واقع مکتب جدیدی را در فقه اصحاب حدیث پدید آورد که با فقه مالک و سفیان ثوری یا فقه شافعی متفاوت بود. بنابراین با عنایت به جوانبی چون گسترش فقه تقدیری، کاربرد قیاس و پارهای از امور دیگر میتوان تفاوتی آشکار میان شیوۀ فقهی احمد بن حنبل با دیگر بزرگان اصحاب حدیث پیش از او قائل شد.